{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای چقدر کار دارم ...

وای چقدر کار دارم ...

چقدر خدایا کار سرم ریخته ....

بعد از رفتن تو خورشید نه غروب کرد ، نه طلوع ، حالا باید منت ماه رو بکشم وشب ، وتاریکی رو بر گردونم ، آخه دیگه روشنایی برام معنا نداره .... پس تاریکی رو برگردونم وتنهایی بشینم با ماه حرف بزنم ....

ای خدا چقدر کار دارم ... باید دوباره بادهارو هل بدم تا بوزند ...

باید با گلها حرف بزنم وبه یاد بیاورم روزهای زیبای از دست رفته رو .... وای خدا چقدر کار دارم ....

بعد از رفتن تو این دنیا ، یک دنیا کار داره تا دوباره برام دنیا شود ....

یعنی میشه ای خدا من ودنیا برگردیم به اون روزای قبل از عاشقی ....؟
دیدگاه ها (۷)

~🐱🇯🇵 آپدیت | به نظر میاد یونگی‌مون تو ژاپن حسابی داره بهش خو...

و باز هم ...

‏🐺[۲۱:۳۷ به وقت کره]سوالی دارممیشه درباره اودیسه حرف بزنم؟آه...

خب خارکصه چرا تو استیریت باید پسره رفیقشو از پشت بغل کنه 👺به...

★彡   Part 14 彡★ حین خنده هاش نگاهش به روی صورتم افتاد. انگار...

p4ویو تهیونگ:به رفتنش داشتم نگاه میکردم نه داشتم به رفتن زند...

چند هفته‌ای است که من ۳ تا دوست دارم و اون هارو اندازه‌ی کل ...

چند پارتی جونگکوک مافیایی و دبیرستانی جونگکوک خودش رو یه دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط