وای چقدر کار دارم ...
وای چقدر کار دارم ...
چقدر خدایا کار سرم ریخته ....
بعد از رفتن تو خورشید نه غروب کرد ، نه طلوع ، حالا باید منت ماه رو بکشم وشب ، وتاریکی رو بر گردونم ، آخه دیگه روشنایی برام معنا نداره .... پس تاریکی رو برگردونم وتنهایی بشینم با ماه حرف بزنم ....
ای خدا چقدر کار دارم ... باید دوباره بادهارو هل بدم تا بوزند ...
باید با گلها حرف بزنم وبه یاد بیاورم روزهای زیبای از دست رفته رو .... وای خدا چقدر کار دارم ....
بعد از رفتن تو این دنیا ، یک دنیا کار داره تا دوباره برام دنیا شود ....
یعنی میشه ای خدا من ودنیا برگردیم به اون روزای قبل از عاشقی ....؟
چقدر خدایا کار سرم ریخته ....
بعد از رفتن تو خورشید نه غروب کرد ، نه طلوع ، حالا باید منت ماه رو بکشم وشب ، وتاریکی رو بر گردونم ، آخه دیگه روشنایی برام معنا نداره .... پس تاریکی رو برگردونم وتنهایی بشینم با ماه حرف بزنم ....
ای خدا چقدر کار دارم ... باید دوباره بادهارو هل بدم تا بوزند ...
باید با گلها حرف بزنم وبه یاد بیاورم روزهای زیبای از دست رفته رو .... وای خدا چقدر کار دارم ....
بعد از رفتن تو این دنیا ، یک دنیا کار داره تا دوباره برام دنیا شود ....
یعنی میشه ای خدا من ودنیا برگردیم به اون روزای قبل از عاشقی ....؟
- ۵.۷k
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط