forced aside you
forced aside you
به اجبار کنار تو
part: 18
«بادا»
جینا کت جونگکوک بهش داد جونگکوکم رفت شرکت
~جینا میای بریم بیرون یه سری چیزا بگیریم و بیایم اتاقت خوشگل کنیم(چشماش از ذوق برق میزنه)
+اممم ارهههه اول بزار ناهار درست کنم بعد بریم باشه؟
~قبوله
جنا رفت تو اتاقش جینا هم موهاش گوجه ای بست یه تیشرت بلند پوشید و شلوارک (منظورت فهمیدین؟) و شروع کرد به آشپزی
جینا: شروع کردم به آشپزی خیلی دوست داشتم برای آولین بار غذای مورد علاقه جونگکوک درست کنم ولی نمیدونستم و تصمیم گرفتم سوشی و کیمباپ درست کنم و ببرم براش شرکت
شروع به درست کردن کردم
جونگکوک: امروز قرار بود یکی از دوستای قدیمیم که خیلی وقته ندیدمش که اونم مافیا بود رو بیارم تو شرکتم و بشه زیر دستم
(بچه ها تهیونگ مینویسم ته)
ته: جونگکوک جیمین اومد جلو در شرکت وایساده
_باشه بریم
[درحال رفتن پیش جیمین...]
(علامت جیمین شی ♡)
[رسیدن]
_سلام جیمینشی چقدر بزرگ شدی 🤣(بچه ها جونگکوک و جیمین و ته از 10 سالگی باهم دوست بودن که دیگه تو 17 سالگی هرکی میره سراغ کار خودش ولی باهم در ارتباط بودن)
♡عهع سلام جناب جئون جونگکوک شما هم خیلی تغییر کردی 😂
1 ثانیه بعد..
♡عههعه تهیونگ تو تو هم اینجایی واییی دوباره مثل اون قدیما شدیم 😂
ته: سلامم حالت چطوره جیمین میبینم تو ام مافیا شدی کلک 😂
_خب خب بسه بیاین بریم اتاق من
(باهم رفتن اتاق جونگکوک و مشغول صحبت کردن شدن)
پرش زمانی تو عمارت←
+هوففففف کارم بالاخره تموم شد میزارم یه چند دقیقه بپزه
~جینااااا(از بالا صدا میزنع)
+بلهههه جنااااا
~کارت تموم شد(با کمی داد)
+ارههههه
~پس آماده شو بریممم
+باشههه
[جینا در حال آماده شدن....]
{لباساشون اسلاید بعد}
جینا رفت جلو اتاق جنا و..
+تق تق تق تق (مثلا در میزنه)
~الان میام یه لحظه
+میخوای بیام کمکت
~نه مرسی خودم میام
+باش هر جور راحتی
چند مین بعد...
~اومدم
+به به چه لباس زیبای 💗✨
~ملسیییی بوسسسس🥹💞
تو ام لباس خیلی خوچلههه
+عزیز دلم🥹🎀
~خب بلیم میشه کمکم کنی
+عهه عجب خودت سعی نکردی راه بری نشستی رو ویلچر 😂💋
~هنوز کامل بلند نیستم باید کمکم کنی تا راه برم
+باشه خب حالا اجازه میدی حرکت کنیم بریم؟ 😂
~بریم
ادامه دارد...
اسلاید اول: جینا
دوم: جنا
چطور بود ؟
💋❤️
به اجبار کنار تو
part: 18
«بادا»
جینا کت جونگکوک بهش داد جونگکوکم رفت شرکت
~جینا میای بریم بیرون یه سری چیزا بگیریم و بیایم اتاقت خوشگل کنیم(چشماش از ذوق برق میزنه)
+اممم ارهههه اول بزار ناهار درست کنم بعد بریم باشه؟
~قبوله
جنا رفت تو اتاقش جینا هم موهاش گوجه ای بست یه تیشرت بلند پوشید و شلوارک (منظورت فهمیدین؟) و شروع کرد به آشپزی
جینا: شروع کردم به آشپزی خیلی دوست داشتم برای آولین بار غذای مورد علاقه جونگکوک درست کنم ولی نمیدونستم و تصمیم گرفتم سوشی و کیمباپ درست کنم و ببرم براش شرکت
شروع به درست کردن کردم
جونگکوک: امروز قرار بود یکی از دوستای قدیمیم که خیلی وقته ندیدمش که اونم مافیا بود رو بیارم تو شرکتم و بشه زیر دستم
(بچه ها تهیونگ مینویسم ته)
ته: جونگکوک جیمین اومد جلو در شرکت وایساده
_باشه بریم
[درحال رفتن پیش جیمین...]
(علامت جیمین شی ♡)
[رسیدن]
_سلام جیمینشی چقدر بزرگ شدی 🤣(بچه ها جونگکوک و جیمین و ته از 10 سالگی باهم دوست بودن که دیگه تو 17 سالگی هرکی میره سراغ کار خودش ولی باهم در ارتباط بودن)
♡عهع سلام جناب جئون جونگکوک شما هم خیلی تغییر کردی 😂
1 ثانیه بعد..
♡عههعه تهیونگ تو تو هم اینجایی واییی دوباره مثل اون قدیما شدیم 😂
ته: سلامم حالت چطوره جیمین میبینم تو ام مافیا شدی کلک 😂
_خب خب بسه بیاین بریم اتاق من
(باهم رفتن اتاق جونگکوک و مشغول صحبت کردن شدن)
پرش زمانی تو عمارت←
+هوففففف کارم بالاخره تموم شد میزارم یه چند دقیقه بپزه
~جینااااا(از بالا صدا میزنع)
+بلهههه جنااااا
~کارت تموم شد(با کمی داد)
+ارههههه
~پس آماده شو بریممم
+باشههه
[جینا در حال آماده شدن....]
{لباساشون اسلاید بعد}
جینا رفت جلو اتاق جنا و..
+تق تق تق تق (مثلا در میزنه)
~الان میام یه لحظه
+میخوای بیام کمکت
~نه مرسی خودم میام
+باش هر جور راحتی
چند مین بعد...
~اومدم
+به به چه لباس زیبای 💗✨
~ملسیییی بوسسسس🥹💞
تو ام لباس خیلی خوچلههه
+عزیز دلم🥹🎀
~خب بلیم میشه کمکم کنی
+عهه عجب خودت سعی نکردی راه بری نشستی رو ویلچر 😂💋
~هنوز کامل بلند نیستم باید کمکم کنی تا راه برم
+باشه خب حالا اجازه میدی حرکت کنیم بریم؟ 😂
~بریم
ادامه دارد...
اسلاید اول: جینا
دوم: جنا
چطور بود ؟
💋❤️
- ۷۳۲
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط