{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
با اعضا خداحافظی کردیو میخاستی بری خونه و سرت تو گوشی بود تا برای فردا برنامه بچینی که یهو کلت میخوره به یچیزی. سرتو بالا آوردی دیدی هیونه.
ویو هیونجین
میخواستم بگم هوی چته جلو راهتو ببین که دیدم ا.ت هس. بازم زبونم بند اومد
ویو ا.ت
وقتی کلمو بالا بردم دیدم هیونه. جا خوردم مگه لینو نگفت کار داره بیرون؟ ولی بازم خوشحال بودم که دیدمش.
هیونجین: خوبی ا.ت؟
ا.ت:آره بابا اوکیم
هیونجین:خب خداروشکر
ا.ت: مگه کار نداشتی چرا اینجایی؟
هیون: خب کارم تموم شد. چطور مگه؟
ا.ت: هیچی، چون همه اینجا بودن تورو ندیدم
هیون: آها. خب داشتین چیکار میکردین؟
ا.ت: واقعا نمیدونی یا خودتو زدی به کوچه علی چپ ها؟
هیون: خب نمیدونم چیه مگه
ا.ت چشاشو چپ کردو رفت....
اعضا🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️
هیون: چی شد؟
لینو : خاک توسرت اینم نفهمیدی؟
هیون:نه
هیونجین: یاااااا خب حالا میشه بگید چیشده
چان: چوپ گوزو جریمش کرده بود ما هم اومدیم تا حوصلش سر نره
هیون: آهااااااا
لینو😒🤦‍♂️
هیون: الان ا.ت ناراحت شد ازم؟
لینو: خب معلومهههه
(همه ی اعضا متوجه شدن که هیونجین عاشق ا.ت هس)
هیون:الان چی کار کنم؟(در حال حرص خوردن)
چانگبین: هی هیون، تو کی میخای بهش اعتراف کنی؟؟
هیون:تو از کجا میدونی؟
اعضا در حال خندیدن
هیون:😶😶😶
چان:مگه میشه نفهمیم وقتی بهش زل میزنی از چشات عشق میباره😂💕
هیونجین سرخ شد و خجالت کشید
چانگبین: جوابمو ندادی
هیون: خب نمیدونم چجوری بهش بگم😔
فیلیکس: چطوره فردا تو تولد رومی بهش بگی؟
هیون:مگه فردا تولدشه؟
فیلیکس: بله با اجازت الانم رفته تا برنامه بچینه براش تولد بگیره و سورپرایزش کنه
هیون:آره فرصت مناسبیه!
اعضا:🤲
چان تو دلش(خدایا خودت کمکش کن)
بعدش هم نشستن نقشه بکشن که یهو....
یه لایک نمیرسه؟
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

پارت ۴[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم ...

سلام💖امروز میخوام خیلی رندوم یه فیک بنویسمشخصیت های اصلی : ا...

اولین ملاقات p⁶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط