{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
ویو صبح ا.ت
داشتم صبحونمو میخوردم که زنگ در به صدا در اومد؛ رفتم درو باز کردم. اعضا بودن. تا میخاستم سلام کنم همشون یکی یکی گفتن:
چان: صبحت بخیر
آی ان: صب بخیر
لینو: صب بخیر
فیلیکس: صب بخیر
چانگبین: صب بخیر
هان: صب بخیر
ا.ت منتظر بود که هیونجینم بگه ولی داشت آسمونو نگا میکرد. چان که کنارش بود به شونه ی هیونجین زد.
هیونجین: چیه؟ آها . (سرفه کردن)
ا.ت: 🙄
هیونجین: صبحت بخیر پرنسس🤗
اعضا: اوووووووو
ا.ت ناخودآگاه لبخند زد و قرمز شد. بعدشم با صدای گوگولی گفت:
صبحتونننننن بخیرررررررر(صدای بلنددد ها بلندد)
همه از شدت کیوت بودنش خندیدن
که یهو چان گفت: هی دیرمون میشه ا.ت الان کجا میریم؟
ا.ت: مگه جایی قرار بود بریم؟
سونگمین در حال مردن از خنده
ا.ت:هوی چته
سونگمین: فک کنم داری پیر میشی🤣
ا.ت: هه هه نمک خب بگو دیگه وگرنه درو میبندمااا🔪
سونگمین: باشه باشه. قرار بود واسه رومی تولد بگیریم
ا.ت: آهاااا الان یادم اومد
لینو: چه عجبیببب خانومی یادش اومد خب زود باش دیگه بیا
ا.ت: ولی من حتی موهامم شونه نکردم هنوز تو لباسای خوابمم. شما بیاین تو من دو دقیقه ایی آمادم
لینو: هففف از دست تو باشه
اعضا اومدن تو خونه
ا.ت: خب خب من الان دودقیقه ای میام
رفت اتاقشو یه دوش ۱۰ مین گرفتو یه شلوار فول بگ با هودی پوشید. آرایش نکردو فقد ضد آفتابو تینت زد و موهاشم باز گذاشت. رفت پیش بچها و گفت
من آمادم
چان: چه زود چرا آرایش نکردی؟
ا.ت: چیه نکنه بدون آرایش زشتم؟
چان: دور از جون تو از همه دخترا خشکل تری
هیونجین تو دلش: اون ییشتر از کسی تو این دنیا خشکل تره💘
ا.ت: نه بابا! خب چون میخام برم آرایشگاه دیگه
چان: آره راس میگی یادم نبود
سونگمین: اینو نگا پیرمرد
چان: یاااااا
ا.ت: هی هی اون پیرم باشه خوشتیپه اون چانیه ناسلامتی
چان: اوهاا مرسی ا.ت
ا.ت:واقعیتو گفتم
لینو: خب بسه کی با کی کجا و چیکار میکنه
چان: خب اول هممون میریم قنادی ا.ت میره کیک سفارش بده بعدشم میریم وسایل تزیینیو میگیریم بعدشم لباسامونو میخریم. راستی ا.ت! جشنو کجا میگیری؟
نمیدونم):😁
هیونجین: چرا تو خونه ی من نگیرین بزرگم هس
چان: ایده ی خوبیه. نظرتو چیه ا.ت؟
ا.ت: خب باشه بریم قنادی
چان: هی هی نمیشه که جدا جدا بریم. سه تا سه تا بریم بهتره. خب لینو و آی ان و سونگمین شما با منین
چانگبین: منم با هان و فیلیکس میام
ا.ت: واقعا که پس من چییی
چان: خب تو با هیونجین بیا
ا.ت رفت پیش چانو گفت: چانی!! من نمیشه باتو بیام؟؟؟
هیونجین: نکنه از من خوشت نمیاد
ا.ت: این چه حرفیه از تو خوشم میاد
هیونجین: پس خوشت میاد(نیشخند)
اعضا: اووووووو
ا.ت: ای بابا باشه باشه بریم
ا.ت سریع رف بیرون‌. لپاش سرخ شده بود. هیونجین لبخند زد
ا.ت: نمیخاین بیاین؟؟
چان: اومدیم
همه تو ماشین نشستن و رفتن. فقد ا.ت و هیونجین مونده بودن.هیونجین درو برای ات باز کردو گفت:خانوما مقدمن
ا.ت لبخندی زد و تشکر کرد و رفتن سمت قنادی...
پاشو بیا پارت بعدی.
لایک یادت نره💘💖
دیدگاه ها (۷)

پارت پنج[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس و...

پارت شیش [وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ...

پارت ۳[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

پارت ۲[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

دوپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط