{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو هستم سهراب.......

با تو هستم سهراب.......
تو که گفته بودی؛
«گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد»
راست میگویی تو!!
چه تفاوت دارد،قفس تنگ دلم
خالی از کس باشد
با بقول تو گ،پر از ناکس و کرکس باشد

من نه،تنها چشمم،واژه را هم شستم
فکر‌را،خاطره را،خواب یک پنجره را
زیر باران بردم!!
چترها را بستم
من به این مردم شهر پیوستم
من نوشتم همه حرف دلم
آرزو کردم و گفتم که هوا!!
عشق،زمین مال من است
ولی افسوس نشد........

زیر باران من نه عاشق دیدم
نه که حتی یک دوست!!
زیر باران من فقط خیس شدم........
باز هم میگویی؛
«چشمها را باید شست،،جور دیگر
باید دید»..........!!
دیدگاه ها (۳۳)

آقا گداتو پس نزناون که فقط میخواد یه چیز........عمری کبوترت ...

آن روزها گنجشک را رنگ میکردندو جای قناری می فروختند!!این روز...

هیس.....حالم خوب است..!!خوب خوباز آن خوب هایی که وقتی میگویم...

عادت کرده ام به اینکه همیشه.......در بحران های زندگی امخودم ...

#play_back #پارت_۳صدای بمی داشت . منو کشوند و با خودش برد به...

رمان جدیددددد....# رمان: زیر نور خاموش سئول## فصل اول: دختری...

Novel panleo ♡ #part⁵⁸ ♡『 paniz 』با رفتن اش لباسام رو پوشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط