{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریـغا...

دریـغا...
در آن قصـہ ها
و غزل ها نخواندیم..
کہ آب و گل عشق با غم سرشتـہ است..!

فریب و
فسون جہـان را
تو ڪر بودی ای دوست من کور بودم..!

از آن روزها..
آه.... عمری گذشتـہ است ...!
دیدگاه ها (۱)

در ازدحام دنیااگر انسانی را یافتیکه تو را می‌فهمد رهایش نکنچ...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

پارت ۳۰ (بالاخرههه)O:"من بغلت نکردم، صبح که پاشدم خودت اونجا...

پارت 177

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط