{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار سفر را بی صدا بستیم و رفتیم

بار سفر را بی صدا بستیم و رفتیم
پاییز را بر شاخه ها بستیم و رفتیم
بر سر در هر خانه یک فانوس غمگین
در کوچه‌های شهر ما بستیم و رفتیم
کوه بلند استواری را به ناچار
بر صفحه‌ی جغرافیا بستیم و رفتیم
اندیشه‌های تازه‌ی نیلوفران را
بر گسترای آسیا بستیم و رفتیم
دیشب که حتی ماه هم در خواب خوش بود
بار سفر را بی صدا بستیم و رفتیم
دیدگاه ها (۷)

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرمگم گشته ی پهنایِ کـــویرم...

مُحرم است؛ چنان از حسین (ع) یاد بکنکه از تو یاد بگیرند دختر ...

هی درد پشت درد کمی هم امان بدهدر سینه جا نمانده یکی در میان ...

کلبه ای خواهم ساخت ؛در دیاری که در آن ، ردّی از آدم ها نیست ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 89✦.....

🌱🍒  حوصله رفتن این همه راه در من نیست.هوای امروزِ خانهخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط