{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم چالش دستخط...

اینم چالش دستخط...

وداع


آخرین شب گرم رفتن دیدمش
لحظه های واپسین دیدار بود

او به رفتن بود و من در اضطراب
دیده ام گریان دلم بیمار بود

گفتمش از گریه لبریزم نرو
گفت جانا ناگزیرم ناگزیر

گفتم او را لحظه ی دیگر بمان
گفت میخواهم ولی دیر است دیر...

عاشق این شعرم بخاطر همین حفظش کردم.....

شاعر.مهدی سهیلی
دیدگاه ها (۹)

تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم ...

ان ءشالله مشکل همه حل بشه

سلام به همه ی دوستای گلم صبحتون قشنگ روز خوبی رو واستون آرزو...

مهدی سهیلی

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی ناامیدیها ز خلقشیعه یعن...

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی نا...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

#PART1#فصل_اولمه غلیظ سرتاسر جاده کوهستانی را در خود فـرو بـ...

♨️تسلط روسیه بر دو شهرک دیگر در جنگ اوکراین🔹به گفته وزارت دف...

♨️سید محمود نبویان در اعتراض به زندانی شدن رسایی نوشت:🔹 مذاک...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

روز آتش نشان بهانه‌ای اسـت. برای تجلیل از آنانی کـه در بینِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط