{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها....

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها....

می خواهم با تو سخن بگویم....

می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم...

می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود...

شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من...

و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند...

کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود...

اما..غصه ای نخواهم خورد...اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد...

حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم و با دیدنت همه را تکمیل می کنم...

پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم...
دیدگاه ها (۳)

دست خودمان است✌ 🏻

چشممان

شاید توسکوت میان کلامم باشیدیده نمی شویاما من تو را احساس می...

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم … نـه بــرای اینکــه نخواه...

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها….می خواهم با تو سخن بگویم...

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها.... می خواهم با تو سخن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط