{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسش تنگتر میشد

نفسش تنگ‌تر میشُد
زیرِع چشاش گودتَر میشُد
صورتش کبودتَر میشُد
ولی خُب بازمـ زندع بود:))
دیدگاه ها (۱)

_میتونی بیای پیشم؟+آره حتمن میام یه سر_چقد میتونی بمونی؟+ یه...

نگاهشو از سیگارِ تو دستم آورد بالا و زُل زد تو چشمام و گفت :...

کاشکی میشُد زَمانُ بُرد عَقَب :) اَگِه میشُد :)بَرمیگَردوندَ...

نمیـشه زندگی نمیگـذره :] خستـه شُدم از نبودنِت خستـه شُدم از...

پارت دومآقای پلیس:«سارا،تام گفت تو به اونا خبر دادی که اون ا...

Porsche

پارت 5از زبون لورابرایان هی نزدیک و نزدیک تر میشد صورتش رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط