{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز غزل در غزل آغاز شد

باز غزل در غزل آغاز شد
عطر تو آمد ، نفسم باز شد

باز من و شور دمادم ز تو
باز تو و حال دلم ساز شد

این همه احساس و دل کوچکم
یاد تو و لحظه ی ابراز شد

با نفس پاک مسیحائیت
آمدی و لحظه ی اعجاز شد

مست منم ، باده منم ، جام من
چشم تو بنیانگر این راز شد

طره گیسوی تو عاشق کش و
دل ز من و چشم تو طناز شد

نابترین لحظه ی شاعر شدن
باز غزل در غزل آغاز شد
دیدگاه ها (۱)

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

رمضان نزدیک استراستی....حسرت تو را خوردن روزه را باطل میکند....

زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توست و قشنگترین لحظه لحظه رویی...

ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ ...............ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻡﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻨ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

غزل منتشرنشدۀ رهبر ش.هید انقلاب در وصف عروسشان ش.هیده زهرا ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط