سیگار با ورزش تناقض داشت اما دود*
سیگار با ورزش تناقض داشت اما دود*
گاهی مرا می کشت گاهی هم مُسکِن بود*
بیمارِ ذهنی دود می خواهد...نمی فهمی؟*
سیگارِ نا محدود می خواهد...نمی فهمی؟*
بیمارِ ذهنی عشق را با ترس می بیند*
آدم که باشد عورتَش هی سیب میچیند*
بیمارِ ذهنی یأس را با مرگ می سنجَد*
از حرف هایی بی نهایت ساده می رنجَد*
بیمارِ ذهنی گرگ را کفتار می داند*
آزاد بودن را طنابِ دار می داند*
بیمارِ ذهنی از دعایَش کینه می ریزد*
او حرف هایَش را فقط در سینه می ریزد*
سیگار با الکل تفاهم داشت.... اما درد*
در مست بودن هم مرا،مفعولِ خود می کرد*
این کینه زیبا نیست....اما دوستَش دارم... *
گاهی مرا می کشت گاهی هم مُسکِن بود*
بیمارِ ذهنی دود می خواهد...نمی فهمی؟*
سیگارِ نا محدود می خواهد...نمی فهمی؟*
بیمارِ ذهنی عشق را با ترس می بیند*
آدم که باشد عورتَش هی سیب میچیند*
بیمارِ ذهنی یأس را با مرگ می سنجَد*
از حرف هایی بی نهایت ساده می رنجَد*
بیمارِ ذهنی گرگ را کفتار می داند*
آزاد بودن را طنابِ دار می داند*
بیمارِ ذهنی از دعایَش کینه می ریزد*
او حرف هایَش را فقط در سینه می ریزد*
سیگار با الکل تفاهم داشت.... اما درد*
در مست بودن هم مرا،مفعولِ خود می کرد*
این کینه زیبا نیست....اما دوستَش دارم... *
- ۱.۱k
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط