ادامهی تکپارتی جیمین
ادامهی تکپارتی جیمین
۴ سال بعد:
ا/ت: جانا انقد شیطونی نکننن الان بابایی میاد میریم بیرونن بیا امادت کنمم
جانا: نموخامم خودم بلدم لباچامو بدههه موخام خودم بفوشمم(بالحن بچگونه)
جیمین:اومدم خونه که دیدم دوتا قلبای من دارن بحث میکنن گفتم: نمیخواید بریم بیرون ؟ اماده بشیدد و بحث نکنیددد عه عه
جانا: چپش بابوییی(چشم بابایی)
ا/ت: به حرف من توجه نمیکنی کوچولوو؟ بابات یه چی گفت گفتی چشمم؟ باشههه
جیمین: عزیزدلم با بچه بحث نمیکنن که دورت بگردم اروم باش و اماده شو که بریممم
ا/ت: عه واااا باشهه بریممم من اماده امم
ادمین: وقتی که توی شرکت به هم دیگه اعتراف کردن سال بعدش هم ازدواج کردن و یه دختر کوچولو هم به دنیا اورد
و بعدش این دوتا کفتر عاشق در کنار کوچولوش به قشنگ ترین شکل ممکن زندگی کردنن
END
۴ سال بعد:
ا/ت: جانا انقد شیطونی نکننن الان بابایی میاد میریم بیرونن بیا امادت کنمم
جانا: نموخامم خودم بلدم لباچامو بدههه موخام خودم بفوشمم(بالحن بچگونه)
جیمین:اومدم خونه که دیدم دوتا قلبای من دارن بحث میکنن گفتم: نمیخواید بریم بیرون ؟ اماده بشیدد و بحث نکنیددد عه عه
جانا: چپش بابوییی(چشم بابایی)
ا/ت: به حرف من توجه نمیکنی کوچولوو؟ بابات یه چی گفت گفتی چشمم؟ باشههه
جیمین: عزیزدلم با بچه بحث نمیکنن که دورت بگردم اروم باش و اماده شو که بریممم
ا/ت: عه واااا باشهه بریممم من اماده امم
ادمین: وقتی که توی شرکت به هم دیگه اعتراف کردن سال بعدش هم ازدواج کردن و یه دختر کوچولو هم به دنیا اورد
و بعدش این دوتا کفتر عاشق در کنار کوچولوش به قشنگ ترین شکل ممکن زندگی کردنن
END
- ۴.۳k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط