تکپارتی جیمین
تکپارتی جیمین
#درخواستی
شخصیت ها:جیمین-ا/ت-منشی-جانا
جیمین: هوففف خسته شدم قراره با یکی از شرکت های خوب سئول که خیلی طرفدار داره قرارداد ببندم امیدوارم که خوب پیش بره
ا/ت: امروز قراره برم به شرکت ....(چیزی به ذهنم نیومد)
امیدوارم که درست پیش بره یه لباس مناسب پوشیدم و راه افتادم به سمت شرکت پارک جیمین.
(فلش بک به داخل شرکت جیمین)
ا/ت: رفتم داخل اسانسور و دکمهی طبقهی ۸ رو فشار دادم
منشی: رفتم به سمت اتاق رئیس که خبر بدم لی ا/ت اومده
در زدم و وارد شدم که گفت:بگو بیاد تو
ا/ت: به داخل اتاق پارک جیمین رفتم اوه خدای من چقدر زیباس این پسر از عکسایی که دیدم زیبا تره حس میکنم کراشیدم روش(تو دلش میگه هاا)
جیمین: لی ا/ت به اتاقم اومد و درو بست وقتی چرخیدم که ببینمش توی دلم گفتم اون دختر واقعا زیباس اوه من چی دارم میگم ممکنه دوست پسر داشته باشه ولی فکر کنم عاشقش شدم🥹 بیخیال این حرفا باید باهاش احوال پرسی کنم
بلند شدم و یکم خودمو خم کردم که احترام بزارم و بهش دست دادم ..
ا/ت: سلام کردم و بهش دست دادم تعظیم کردم و نشستم
داشتیم درمورد قرارداد صحبت میکردیم که باید چیکارا بکنیم که هردو شرکت به عالی ترین شکل ممکن پیش بره که وسط صحبتاش گفت ..
جیمین: داشتیم حرف میزدیم که بهش گفتم یه لحظه پاشو
پاشد و گفت باید چیکار کنم؟ من محو زیباییش شده بودم خیلی کار بلد بود خیلی هم خوب صحبت میکرد حس میکردم اگه الان بهش اعتراف کنم خیلی بهتره تا اینکه خودمو عذاب بدم و خدایی نکرده با یکی دیگه ببینمش..
رفتم سمتش و نگاهش کردم تعجب کرده بود و گفت: اتفاقی افتاده؟ گفتم نه یهو دستاشو گرفتم و بهش گفتم...
ا/ت: وقتی بهم گفت پاشو پاشدم و نگاهش کردم به سمتم اومد و منو نگاه کرد که بهش گفتم اتفاقی افتاده و گفت نه دوباره نگاهم کرد من تو دلم قند اب میکردن که یهو دستمو گرفت و دوباره با اون چشمای زیبا و براقش گفت عاشقتم لی ا/ت از ذوق داشتم منفجر میشدم که بهش گفتم: اوه پارک جیمین حست دوطرفس منم خیلی دوست دارم :)
جیمین: دیدم که ذوق کرد و دستامو فشار داد و تو به چشام عمیق نگاه کرد که گفت دوست دارم پارک جیمین از ذوق زیادی که داشتم خیلی محکم لبامو روی لباش گذاشتم و بغلش کردم
اونم همکاری میکرد ..
ا/ت: ذوق کرد و لباشو روی لبام گذاشت با عشقی که بهش داشتم باهاش همکاری کردم و منو به خودش نزدیک کرد و دستاشو دور کمرم حلقه کرد بعد ۲ مین ولم کرد دوتامون داشتم نفس نفس میزدم که بهم نگاه کرد و گفت قول میدم که همیشه کنارت باشم پارک ا/ت
جیمین: بهش قول دادم گه تا تهش میمونم و همیشه کنارش هستم و دوباره بوسهی جدیدی رو شروع کردیم ..
ادامش هم الان میزارمم🦋
#درخواستی
شخصیت ها:جیمین-ا/ت-منشی-جانا
جیمین: هوففف خسته شدم قراره با یکی از شرکت های خوب سئول که خیلی طرفدار داره قرارداد ببندم امیدوارم که خوب پیش بره
ا/ت: امروز قراره برم به شرکت ....(چیزی به ذهنم نیومد)
امیدوارم که درست پیش بره یه لباس مناسب پوشیدم و راه افتادم به سمت شرکت پارک جیمین.
(فلش بک به داخل شرکت جیمین)
ا/ت: رفتم داخل اسانسور و دکمهی طبقهی ۸ رو فشار دادم
منشی: رفتم به سمت اتاق رئیس که خبر بدم لی ا/ت اومده
در زدم و وارد شدم که گفت:بگو بیاد تو
ا/ت: به داخل اتاق پارک جیمین رفتم اوه خدای من چقدر زیباس این پسر از عکسایی که دیدم زیبا تره حس میکنم کراشیدم روش(تو دلش میگه هاا)
جیمین: لی ا/ت به اتاقم اومد و درو بست وقتی چرخیدم که ببینمش توی دلم گفتم اون دختر واقعا زیباس اوه من چی دارم میگم ممکنه دوست پسر داشته باشه ولی فکر کنم عاشقش شدم🥹 بیخیال این حرفا باید باهاش احوال پرسی کنم
بلند شدم و یکم خودمو خم کردم که احترام بزارم و بهش دست دادم ..
ا/ت: سلام کردم و بهش دست دادم تعظیم کردم و نشستم
داشتیم درمورد قرارداد صحبت میکردیم که باید چیکارا بکنیم که هردو شرکت به عالی ترین شکل ممکن پیش بره که وسط صحبتاش گفت ..
جیمین: داشتیم حرف میزدیم که بهش گفتم یه لحظه پاشو
پاشد و گفت باید چیکار کنم؟ من محو زیباییش شده بودم خیلی کار بلد بود خیلی هم خوب صحبت میکرد حس میکردم اگه الان بهش اعتراف کنم خیلی بهتره تا اینکه خودمو عذاب بدم و خدایی نکرده با یکی دیگه ببینمش..
رفتم سمتش و نگاهش کردم تعجب کرده بود و گفت: اتفاقی افتاده؟ گفتم نه یهو دستاشو گرفتم و بهش گفتم...
ا/ت: وقتی بهم گفت پاشو پاشدم و نگاهش کردم به سمتم اومد و منو نگاه کرد که بهش گفتم اتفاقی افتاده و گفت نه دوباره نگاهم کرد من تو دلم قند اب میکردن که یهو دستمو گرفت و دوباره با اون چشمای زیبا و براقش گفت عاشقتم لی ا/ت از ذوق داشتم منفجر میشدم که بهش گفتم: اوه پارک جیمین حست دوطرفس منم خیلی دوست دارم :)
جیمین: دیدم که ذوق کرد و دستامو فشار داد و تو به چشام عمیق نگاه کرد که گفت دوست دارم پارک جیمین از ذوق زیادی که داشتم خیلی محکم لبامو روی لباش گذاشتم و بغلش کردم
اونم همکاری میکرد ..
ا/ت: ذوق کرد و لباشو روی لبام گذاشت با عشقی که بهش داشتم باهاش همکاری کردم و منو به خودش نزدیک کرد و دستاشو دور کمرم حلقه کرد بعد ۲ مین ولم کرد دوتامون داشتم نفس نفس میزدم که بهم نگاه کرد و گفت قول میدم که همیشه کنارت باشم پارک ا/ت
جیمین: بهش قول دادم گه تا تهش میمونم و همیشه کنارش هستم و دوباره بوسهی جدیدی رو شروع کردیم ..
ادامش هم الان میزارمم🦋
- ۶.۵k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط