پارت اول
پارت اول
ات: امروز دانشگاه دارم پس آماده شدم برم دانشگاه که دیدم مامانم پیام داده که قبل رفتن کلید منو بیار جامونده خونه با گفتن باشه ای خاتمه دادمو حاضر شدم و از خونه بیرون زدم، تاحالا زیاد به جلوی امارات آقای جانگ اومدم ولی تاحالا داخل نرفتم پس خیلی شوق دارم ببینم داخلش چجوریه، رسیدم جلوی در قصر که داخل نگهبانی هیشکی نبود دورو برمو نگاه کردم دیدم نزدیک در یه پسر ایستاده که خیلی هم خوشگل و خوشتیپه فک کردم نگهبانه که گفتم آقای نگهبان میشه درو باز کنید اومدم به خانم کیم مینا(مامان ات) وسیلشو بدم جا مونده بود خونه
درو وا کرد و وارد حیاط قصر شدم واقعا خیلی بزرگه. از افکاراتم بیرون اومدم و پرسیدم شما میدونید مامانم کجاست؟
با یه صدای دیپ و کشنده جواب داد کمی بالاتر بری میبینیش، واقعا رو صداش و خودش کراش زدم، ازکی این نگهبانا انقد کراش شدن
خلاصه مامانمو دیدم داشتم میرفتم پیشش که اونم پشتم میومد، حتما میاد که ببینه واقعا با مامانم کار داشتم یانه
وقتی پیش مامانم رسیدم با دیدن ملکه (مادر جیهوپ) تعظیم کردم و گفتم مامان بیا اینم کلیدت که ملکه گفت پس تو دختر مینا هستی بیابشین، رفتم نشستم که ملکه سرشو کرد به اون نگهبانه و گفت پسرم اتفاقی افتاده چرا نمیشینی؟
.
.
.
.
.
.
ات: واتتت، ریدم که 😢🤦♀
این یعنی پسرشه جوانگ هوسوک مافیایی که همه ازش میترسن وایییییی خدا
آخه تو چرا باید نزدیک در واییی راحت شدی ضایع شدم(اینارو تو دلش میگه)
جیهوپ: خوشبختم از دیدار باهاتون اسمتون؟
ات: ویکتوریا هستم
فندقا اگه هر اسمی دوس داشتید بجا ویکتوریا بزارید خودتون و اینکه قراره جیهوپ پارت بعدی یه چیزی بگه که پشماتون بریزه😂😂
ات: امروز دانشگاه دارم پس آماده شدم برم دانشگاه که دیدم مامانم پیام داده که قبل رفتن کلید منو بیار جامونده خونه با گفتن باشه ای خاتمه دادمو حاضر شدم و از خونه بیرون زدم، تاحالا زیاد به جلوی امارات آقای جانگ اومدم ولی تاحالا داخل نرفتم پس خیلی شوق دارم ببینم داخلش چجوریه، رسیدم جلوی در قصر که داخل نگهبانی هیشکی نبود دورو برمو نگاه کردم دیدم نزدیک در یه پسر ایستاده که خیلی هم خوشگل و خوشتیپه فک کردم نگهبانه که گفتم آقای نگهبان میشه درو باز کنید اومدم به خانم کیم مینا(مامان ات) وسیلشو بدم جا مونده بود خونه
درو وا کرد و وارد حیاط قصر شدم واقعا خیلی بزرگه. از افکاراتم بیرون اومدم و پرسیدم شما میدونید مامانم کجاست؟
با یه صدای دیپ و کشنده جواب داد کمی بالاتر بری میبینیش، واقعا رو صداش و خودش کراش زدم، ازکی این نگهبانا انقد کراش شدن
خلاصه مامانمو دیدم داشتم میرفتم پیشش که اونم پشتم میومد، حتما میاد که ببینه واقعا با مامانم کار داشتم یانه
وقتی پیش مامانم رسیدم با دیدن ملکه (مادر جیهوپ) تعظیم کردم و گفتم مامان بیا اینم کلیدت که ملکه گفت پس تو دختر مینا هستی بیابشین، رفتم نشستم که ملکه سرشو کرد به اون نگهبانه و گفت پسرم اتفاقی افتاده چرا نمیشینی؟
.
.
.
.
.
.
ات: واتتت، ریدم که 😢🤦♀
این یعنی پسرشه جوانگ هوسوک مافیایی که همه ازش میترسن وایییییی خدا
آخه تو چرا باید نزدیک در واییی راحت شدی ضایع شدم(اینارو تو دلش میگه)
جیهوپ: خوشبختم از دیدار باهاتون اسمتون؟
ات: ویکتوریا هستم
فندقا اگه هر اسمی دوس داشتید بجا ویکتوریا بزارید خودتون و اینکه قراره جیهوپ پارت بعدی یه چیزی بگه که پشماتون بریزه😂😂
- ۱۰.۲k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط