{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I استاد دانشگاه داشت برگه یکی از شاگرداشو تصیح میکرد دید

I استاد دانشگاه داشت برگه یکی از شاگرداشو تصیح میکرد دید نوشته جواب در پشت صفحه!!! رفت پشت صفحه دید نوشته اگه بلد بودم همونجا مینوشتم!!!
آوردمت اینجا بگم جان مادرت رحم کن(laugh)(laugh)(laugh)
دیدگاه ها (۱)

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻮﻕِﺩﻳﭙﻠﻤشو ﺗﻮ ﺭﺷﺘﻪ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﻫﻠﻲﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺩﯾﺪﻡ 2 ﺗﺎ ﭘﺴﺮ . 7.8ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﺭﻓﺘﻢ ...

به دلم موند يه بار يه جك برا دختر خالم تعريف كنم اول بپرسه چ...

صبر کنید مختلط بشه اگه راتون دادم. کصافتااااااا اونوقت شما ب...

🌸 رمان ساکورا اسکول👻 پیام ساعت ۳:۳۳قسمت دومساکورا با ترس به ...

شرلوک*Sherlock part 33(4)🌀✒️فردا شب، ساعت هشت و نیم. باران م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط