{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لطفی ندارد این هوای باز بارانی

لطفی ندارد این هوای باز بارانی
وقتی خودت باید سکوتت را بگردانی
گاهی دلم میخواهد از دنیا جدا باشم
بگریزم حتا از خودم هم... خوب می دانی
شاید فرار از آینه یعنی که می ترسم
آری از این انبوه ویرانی، پریشانی...
من گفته بودم پای هر پاییز می مانم
من گفته بودم پای آغوشم نمی مانی
ای خط خط پیراهنت راه و نشانم تا
کی پرسه های دزدکی، آواز پنهانی؟
من در خودم گم می شوم تو در غزلهایم
انگار می چسبد کنارت داغ پیشانی....
دیدگاه ها (۱۴)

پشت پای رفتنت از شهر قربانی چه سود!؟دوستت دارم ولی اینطور پن...

می روم، آن روز بارانی ،فراموشم که نیستموج در دریای توفانی ، ...

.به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم ...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

فریبا اسلامی

اتوبوس بی حرکت، اتوبوس طولانیبوی گند پا و منی... تپّه های ان...

.اتوبوس بی حرکت، اتوبوس طولانیبوی گند پا و منی… تپه های انسا...

. نقش یک مردِ مرده در فالت توی فنجان ِ مانده بر میزم خط بکش ...

سمیرا چراغ پور

رضا عباسی شاعر نهاوندی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط