{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه.....

داستان کوتاه.....
مردی ! نزد فقیهی رفت وگفت
ای عابد سوالی دارم، عابد گفت بگو
گفت:نمازخودم را شکستم
عابد گفت دلیلش چه بود؟
مردگفت:هنگام اقامه نماز دیدم دزدی
کفش هایم را ربود و فرار کرد برآن شدم که نماز بشکنم و کفشم را ازدزد بگیرم
و حال میخواهم بدانم که کارم
درست است یا نادرست؟
عابد گفت:کفش تو چند درهم قیمت داشت؟
مردگفت: ۵درهم
عابد گفت:ای مرد کار بجا و پسندیده ای
کرده ای زیرا نمازی که تومیخواندی
۲ درهم هم نمیارزید.!
دیدگاه ها (۱۰)

💕داستان کوتاه.....مردی ! نزد فقیهی رفت وگفتای عابد سوالی دار...

دانلود کتاب در حصار ندامت - نویسنده اشرف اسدی

دانلود مجله زن روز - شماره 470 - 31 فروردین 1353

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

دانلود کتاب کوفیان - نویسنده امین فقیری

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 660 - 31 مرداد 1350

تاتاکاعه واکانه نای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط