فیک جونگکوک
فراتر از مدرسه پارت¹³
ویو اروا
از خواب بیدار شده بودم ولی انگار کسی نبود رفتم سمت در و هی دستگیره را میکشیدم و درا میکشدم که در باز شد و جونگکوک اومد تو
$به به میبینم عروسک خانوم بیدار شدن
+خیلی خب من دیگه بسمه بزار برم.
اومد بره بیرون مه جونگکوک بازوشا گرفت و کشوندش رو به عقب و پرتش کرد توی تخت و روش خیمه زد
$وقتی بهت میگم تو مال منی و دیگع همیشه باید اینجا بمونی پس باید بمونی انقدر کله شق نباش عروسک
+حیون چته از روم بلند شو
$درست حرف بزن (کمی با داد😂)
+هنوزم همون روانی بهتر نشدی که هیچی بدترم شدی(یه کوچولو با داد)
$اره تازه ندیدی که به چی تبدیل شدم...
+اره دادم میبینم منا بگو فکر کردم بهتر شدی
$چیه از چیزی که ساختی خوشت نیومد؟همش تقصیر خودته..
اروا
از روم هلش دادو اونور و
+وی من به من چه ربطی تو روانی به من چه ربطی داره
جونگکوک قبلا سادیسم داشته و با بودن اورا داشتم درمان میشد ولی بعد رفتنش دیگه درمان نشد و بدترم شد)
جونگ کوک هیچی نگفت و رفت بیرون و بعد از چند مین خدمتکار اومد تو
£سلام خانم من پارک هستم پارک بینا..ارباب گفتن که باید باید قانونا را بهتون بگم و شما را برای شام به پایین ببرم
+قانون؟ای خدا بسمه دیگه(خنده عصبی)
£قانون ها را گفتم اگه رعایت نکنین بد میبینین و مثل قبل دیگه قرار نیست ولتون کنه
+(توی شک بودم ولی بعد به خودش اومد )
+لعنت به اربابتون و اون قانونای مزخرفش
£بسیار خب قانون
یک:سر میز غذا خوردی باید به موقع حاظر باشین و هیچ بهونه قبول نیست
دو: ارتباط چشمی و حرف زدن با هر پسری برتون ممنوعه حتی اگه نگهبان باشه
+این به خدا روانیه
£سه:بیرون رفتن از این خونه که سهله حتی از این اتاقم نمیتونین بدون اجازه برین بیرون
چهار:سمت در سفید حق ندارین برین
+مگه توش چیه
£نمیدونم
پنج:هرچی اربارب گفت جواب فقط چشمه
+تموم شد؟
£بله
+حالا برو بیرون
ارورا
نشسته بودم روی تخت و سرما گرفته بودم و پاهام تکون میدادم و توی فکر بودم
(اره واقعا این روانی شده حتی بدتر هم شده و این واقعا منا میترسونه باید حتما یه راهی پیدا کنم و از اینجا گورما گم کنم)
بعد در باز شد و خانم پارک اومد تو
£ارباب خواستن با من بیاین
+من جایی نمیام به اربابت بگو بیاد
£خانم لطفاً بیاین وگرنه اربارب عصبی میشه و قانون پنج که یادتون نرفته
+(مجبور شدم برم و منا برد به زیر زمین وقتی در باز شد دیدم که اونجا یه اتاق معمولی نیست پر از وسایل شکنجه و هرچیزی که فکرشو بکنی)
ویو اروا
از خواب بیدار شده بودم ولی انگار کسی نبود رفتم سمت در و هی دستگیره را میکشیدم و درا میکشدم که در باز شد و جونگکوک اومد تو
$به به میبینم عروسک خانوم بیدار شدن
+خیلی خب من دیگه بسمه بزار برم.
اومد بره بیرون مه جونگکوک بازوشا گرفت و کشوندش رو به عقب و پرتش کرد توی تخت و روش خیمه زد
$وقتی بهت میگم تو مال منی و دیگع همیشه باید اینجا بمونی پس باید بمونی انقدر کله شق نباش عروسک
+حیون چته از روم بلند شو
$درست حرف بزن (کمی با داد😂)
+هنوزم همون روانی بهتر نشدی که هیچی بدترم شدی(یه کوچولو با داد)
$اره تازه ندیدی که به چی تبدیل شدم...
+اره دادم میبینم منا بگو فکر کردم بهتر شدی
$چیه از چیزی که ساختی خوشت نیومد؟همش تقصیر خودته..
اروا
از روم هلش دادو اونور و
+وی من به من چه ربطی تو روانی به من چه ربطی داره
جونگکوک قبلا سادیسم داشته و با بودن اورا داشتم درمان میشد ولی بعد رفتنش دیگه درمان نشد و بدترم شد)
جونگ کوک هیچی نگفت و رفت بیرون و بعد از چند مین خدمتکار اومد تو
£سلام خانم من پارک هستم پارک بینا..ارباب گفتن که باید باید قانونا را بهتون بگم و شما را برای شام به پایین ببرم
+قانون؟ای خدا بسمه دیگه(خنده عصبی)
£قانون ها را گفتم اگه رعایت نکنین بد میبینین و مثل قبل دیگه قرار نیست ولتون کنه
+(توی شک بودم ولی بعد به خودش اومد )
+لعنت به اربابتون و اون قانونای مزخرفش
£بسیار خب قانون
یک:سر میز غذا خوردی باید به موقع حاظر باشین و هیچ بهونه قبول نیست
دو: ارتباط چشمی و حرف زدن با هر پسری برتون ممنوعه حتی اگه نگهبان باشه
+این به خدا روانیه
£سه:بیرون رفتن از این خونه که سهله حتی از این اتاقم نمیتونین بدون اجازه برین بیرون
چهار:سمت در سفید حق ندارین برین
+مگه توش چیه
£نمیدونم
پنج:هرچی اربارب گفت جواب فقط چشمه
+تموم شد؟
£بله
+حالا برو بیرون
ارورا
نشسته بودم روی تخت و سرما گرفته بودم و پاهام تکون میدادم و توی فکر بودم
(اره واقعا این روانی شده حتی بدتر هم شده و این واقعا منا میترسونه باید حتما یه راهی پیدا کنم و از اینجا گورما گم کنم)
بعد در باز شد و خانم پارک اومد تو
£ارباب خواستن با من بیاین
+من جایی نمیام به اربابت بگو بیاد
£خانم لطفاً بیاین وگرنه اربارب عصبی میشه و قانون پنج که یادتون نرفته
+(مجبور شدم برم و منا برد به زیر زمین وقتی در باز شد دیدم که اونجا یه اتاق معمولی نیست پر از وسایل شکنجه و هرچیزی که فکرشو بکنی)
- ۱.۵k
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط