فیک جونگکوک

فراتر از مدرسه پارت¹²


فلش بک به حال
ویو ارورا
توی فکر بدم که با صدای جونگکوک به خودم اومدم
$پیاده شو رسیدیم
+من با تو هیجا نمیام
$نزار با زور ببرمت...
+نمیام...
جونگکوک اومد دستشا گرفت و با خودش برد توی عمارت و بردش توی اتاق

+(ینی چرا اومده چرا بعد از پنج سال پیداش شده....چرا..چرا بعد از دیدنش دوباره قلبم انقدر داره تند میزنه...وای دارم دیونه میشم)
+چرا..چرا بعد تز پنج سال پیدات شده ها
$من که بهت گفته بودم ولت نمیکنم گفته بودم برو ولی اخرش تورا مال خودم میکنم....
+ه بعد تز پنج سال اومدی این حرفا را به من میزی حیون
$درست حرف بزن
+چرا حیون که همیشه بهت میگفتم لقبت بود حالا چرا بهت بر میخوره
$خفه شو..(داد)
+(نمیدونم چرا یک دفعه داد زد روانی)
جونگکوک رفت بیرون و در اتاقم قفل کرد و رفت صدای قدم هاش همینجوری دور دورتر میشد....
منم انقدر گریه کردن بودم که دیگع خوابم برد.

تیهونگ ویو:
منتظر نگهبان بودم که درا باز کرد و اومد توی اتاق
-هوی چته وحشی مگه بلد نیستی در بزنی
&معذرت میخام اقا حواسم نبود
-خب میشنوم ارورا کجاس
&اقا....
-د بنال عوضی
&اقا داشتم دنبالش میرفتم که چندین تا ون جلوی خانوما گرفتن و با خودشون بردن....
-گمشو همه جارا بگرد عوضی
همه ی دوربینا را گشتیم...بهش چندین بار زنگ زدم نه نبود که نبود انگار اب شده بود رفته بود توی زمین

دیدم که اروا پیام داده
(پیام)
دیگه دنبالش نگرد..دیگه ازش راحت شدی بخصوص بعد اون کاری کردی...اروا دیگه برگشت به صاحبش
-تو دیگه کی هستی اروا کجا
+مهم نیست من کیم ولی اروا دیگع اونجاییه که باید
-خفه شو مرتیکه ..کی هستی عوضی؟
+فکر کن یه دوست قدیمی
تهیونگ یکم فکر کرد
-جونگکوک عوضی اگه بهش دست بزنی زندت نمیزام
+بشین بابا ارورا از اولش مال من بود ولی تو هی پرش میکردی و دست اخرم ازم گرفتین.
-عوضی..پیداش میکنم...
+تمام تلاشتا بکن....

تهیونگ ویو:
درسته که به اروا دیگه حسی نداشتم و میخاستم ازش جدا شم ولی اینجوری نباید نباید بزارم دست جونگکوک بمونه اون عوضی همه چیزما گرفت از سر حرصم شده نمیزارم ارورا پیشش بمونه
دیدگاه ها (۰)

فیک جونگکوک

فیک جونگکوک

فیک جونگکوک

فیک کوک فراتر از مدرسه

فیک جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط