مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 33
مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 33
میا. ( سریع به سمت شرکت رفت تا مدارکی رو که از اتاق مادرش پیدا کرده بود رو به ا/ت نشون بده..
ميا. ا/تتتتت.... ( نفس نفس میزد از استرس راه خونه تا شرکت رو دوییده بود
ا/ت. میااا... چیشده.. اروم باش
میا. اوردم..... همه چیز رو اوردم....
ا/ت. ازت ممنونم میا..ببخشید که مجبور به چنین کاری شدی
میا. مهم نیست... من هم میخام بدونم چه کسی مادرم و ونی که باید عذر خواهی کنه منم نه تو مادرم کلی اذیتت کرد
ا/ت. اشکالی نداره در عوض خواهری مثل تو دارم ( لبخند
سوریا. اممم.. نمیخام ضد حال بزنما ولی نمیخای ببیتی تو ون کیف مدارک چه خبره؟
میا. اره راست میگه بیاین... ( تمام مدارک رو از کیفش در اورد و روی میز گذاشت
میا. این تمام مدارک این ماهه و ماه گذشته که بین شرکت ما و شرکت های دیگه بسته شده....
سوریا. مشغول خوندن مدارک شد....
سوریا. یه چیزی خیلی عجیبه چرا هر دو هفته یک بار با این شرکت قرار داد میبستین؟
ا/ت. کدوم شرکت بگو تا ببینم چه اطلاعاتی درموردش هست
سوریا. اسم شرکت نزده فقط اسم طرف قرارداد هست...
ا/ت. اسمش چیه؟
سوریا . کیم تهیونگ..... ( شوکه
ا/ت. چییی؟ همون کسی که ما رو مجبور کرد مافیا بشیم؟..... امکان نداره... اخه ون چه ربطی با شرکت ما داره؟ میا تو چیزی میدونی؟
میا. نمیدونم..... مامان هیچ وقت از قرار داد هاش به من نمیگفت
سوریا. اولین قراردادش دقیقا همون روزیه که تو ماشین قاچاقچی ها همو دیدیم
ا/ت. یعنی لیسان و تهیونگ همو میشناسن؟ اخه چطور تهیونگ ون سر دنیا زندگی میکنه و لیسان این سر دنیا
سوریا. منم نمیدونم
ا/ت. این قرارداد ها توش چی نوشته شاید یه چیزی ازش در ومد
سوریا. اینها بیشتر شبیه فیش واریزی هست تا قرارداد... یه مبلغ نوشته شده و واستا..... اسم.. تو هم هست..... ا/ت و حتی اسم یه مرد. لی سیان.
ا/ت. سیان اسمه بابامه..... اخه بابام چه ربطی داره واییی دارم دیونه میشم
سوریا. واستا یه کدی این پایینه صفحه هست
ا/ت. چه کدی؟
سوریا. صبر کن.......... این.... این اولین قرارداد نبود ا/ت..... حدود 11 سال پیش یه قرارداد دیگه هم بوده با همین ایمیل با این تفاوت که اسم کیم تهیونگ اینج نیست.. فقط اسم کیم یوجونگ و لی سیان و چویی هیجون هست
ا/ت. چویی هیجون دیگه کیه؟
میا. پدربزرگته ا/ت.... من تاریخ ساخت شرکت و وارثانش رو خوندم چویی هیجون اولین مدیر اینجا و بعد لی لیا و بعد لی سیان هست
پس فکر کنم ون پدر بزرگته
ا/ت. پدر بزرگ... مامانم.. بابا.. تهیونگ.. کبم یوجونگ... کیم تهیونگ.... من... اینجا چه خبره ؟
میا. ا/ت من به غیر از این مدارک یه چیز دیگه ام پیدا کردم
ا/ت. چی؟
میا. یه گوشی قدیمی ساده با یه سیمکارت........
ادامه دارد.......
میا. ( سریع به سمت شرکت رفت تا مدارکی رو که از اتاق مادرش پیدا کرده بود رو به ا/ت نشون بده..
ميا. ا/تتتتت.... ( نفس نفس میزد از استرس راه خونه تا شرکت رو دوییده بود
ا/ت. میااا... چیشده.. اروم باش
میا. اوردم..... همه چیز رو اوردم....
ا/ت. ازت ممنونم میا..ببخشید که مجبور به چنین کاری شدی
میا. مهم نیست... من هم میخام بدونم چه کسی مادرم و ونی که باید عذر خواهی کنه منم نه تو مادرم کلی اذیتت کرد
ا/ت. اشکالی نداره در عوض خواهری مثل تو دارم ( لبخند
سوریا. اممم.. نمیخام ضد حال بزنما ولی نمیخای ببیتی تو ون کیف مدارک چه خبره؟
میا. اره راست میگه بیاین... ( تمام مدارک رو از کیفش در اورد و روی میز گذاشت
میا. این تمام مدارک این ماهه و ماه گذشته که بین شرکت ما و شرکت های دیگه بسته شده....
سوریا. مشغول خوندن مدارک شد....
سوریا. یه چیزی خیلی عجیبه چرا هر دو هفته یک بار با این شرکت قرار داد میبستین؟
ا/ت. کدوم شرکت بگو تا ببینم چه اطلاعاتی درموردش هست
سوریا. اسم شرکت نزده فقط اسم طرف قرارداد هست...
ا/ت. اسمش چیه؟
سوریا . کیم تهیونگ..... ( شوکه
ا/ت. چییی؟ همون کسی که ما رو مجبور کرد مافیا بشیم؟..... امکان نداره... اخه ون چه ربطی با شرکت ما داره؟ میا تو چیزی میدونی؟
میا. نمیدونم..... مامان هیچ وقت از قرار داد هاش به من نمیگفت
سوریا. اولین قراردادش دقیقا همون روزیه که تو ماشین قاچاقچی ها همو دیدیم
ا/ت. یعنی لیسان و تهیونگ همو میشناسن؟ اخه چطور تهیونگ ون سر دنیا زندگی میکنه و لیسان این سر دنیا
سوریا. منم نمیدونم
ا/ت. این قرارداد ها توش چی نوشته شاید یه چیزی ازش در ومد
سوریا. اینها بیشتر شبیه فیش واریزی هست تا قرارداد... یه مبلغ نوشته شده و واستا..... اسم.. تو هم هست..... ا/ت و حتی اسم یه مرد. لی سیان.
ا/ت. سیان اسمه بابامه..... اخه بابام چه ربطی داره واییی دارم دیونه میشم
سوریا. واستا یه کدی این پایینه صفحه هست
ا/ت. چه کدی؟
سوریا. صبر کن.......... این.... این اولین قرارداد نبود ا/ت..... حدود 11 سال پیش یه قرارداد دیگه هم بوده با همین ایمیل با این تفاوت که اسم کیم تهیونگ اینج نیست.. فقط اسم کیم یوجونگ و لی سیان و چویی هیجون هست
ا/ت. چویی هیجون دیگه کیه؟
میا. پدربزرگته ا/ت.... من تاریخ ساخت شرکت و وارثانش رو خوندم چویی هیجون اولین مدیر اینجا و بعد لی لیا و بعد لی سیان هست
پس فکر کنم ون پدر بزرگته
ا/ت. پدر بزرگ... مامانم.. بابا.. تهیونگ.. کبم یوجونگ... کیم تهیونگ.... من... اینجا چه خبره ؟
میا. ا/ت من به غیر از این مدارک یه چیز دیگه ام پیدا کردم
ا/ت. چی؟
میا. یه گوشی قدیمی ساده با یه سیمکارت........
ادامه دارد.......
- ۱۴.۶k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط