{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

themafiasnightslave

#the_mafias_night_slave
P9
تکیون: اونم دوست دخترم یوبین هستش
ات: خوشبختم
یوبین: همچینین
همه رفتن رو مبل نشستن و همه ویسکی سفارش دادن البته ات و تکیون و هیون نخوردن و اونایی که خوردن مست شدن که ات خواست پامیشه که هیون دسشو گرفت و گفت
هیون: کجا میری
ات: دستشویی
هیون: اهان مواضب خودت باش
ات: باش
داشتم سمت دستشوییا میرم که یکی دسمو گرفت و وارد یکی از اتاق های بار شدیم که وقتی اون دیدم که تکیون بود که منو روتخت هل داد و درب اتاق قفل کرد و روم خi
مه زدو منم داد میزدم
ات: هیییییی aوضی پاشو
تکیون: وای میدونی ازت خوشم میاد از وقتی که دیدمت
ات: چیییی پاشو مrدیکه برو واسه دوست دخترت(داد)
تکیون: اونو نمیخوام اون فقط واسه نیازم میخوامش
ات: ولم کن هیییی(داد)
تکیون که لباش رو لبای ات گذاشت و میبوسید و مک میزد و داشت رونهاشو لمس میکنه و رفت سمت گردنش و مارک های دردناک میزاشت که ات فقط داد میزد که یهو....
ویو هیونجین
بچه ها همشون مست بودن و ات و تکیون تاحالا نیومدن گفتن که دستشویی رفتن منم از مبل پاشدم و رفتم سمت دستشوییا و داشتم میرم که.....

نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۵)

#سناریو#استری_کیدز #درخواستیچانات: چرا انقدر بی‌احتیاطی؟ لیو...

#the_mafias_night_slave #اسمات#کایونو_فیلیا P10داشتم میرم که...

#the_mafias_night_slave P8دسش و پس زدموگفتمات: هوی aوضی دستو...

#سناریو#استری_کیدز#درخواستیوقتی فک میکنی که خوابه و بوسش میک...

سه پارتی( وقتی به آرزوت میرسی و میبوسبش)پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط