{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

themafiasnightslave

#the_mafias_night_slave
P8
دسش و پس زدموگفتم
ات: هوی aوضی دستو بردار(یکم بلند)
هیون: امم اگه جلو دوستام هم اینجوری بهم میگی هوم
ات: خب چی بهت میگم
هیون: بهم بگو ددی(نیشخند)
ات: چییی(داد)
هیون: پدرت
ات: استغفرلله اوک
هیون: چی میگی
ات: آه خدایا ددی
هیون: آفرین baby girl(نیشخند)
خارج از ماشین شدیم و اون aوضی دستمو گرفت ولی حرفی نزدم و وارد بار شدیم که بوی الکل و سیگار هست که هیون یکی دوستاشو دید و رفت پیششون
هیون: سلام سوبین چطوری
سوبین: سلام هیونجین شی خوبم مرسی تو چطوری
هیون: خوبم
هیون: پس تکیون کجاست نیومد
سوبین: اوهوم نیومد وایسا ببینم این دختر خوشکل کیه؟
هیون: این دوست دخترمه اته
سوبین: سلام چژوری
که سوبین دست ات رو گرفت و بوسید
ات: خوبم مرسی
سوبین: ات این دوست دخترمه لیسا هست
ات: او خوشبختم
لیسا: همچنین
سوبین: عه هیون این تکیون با دوست دخترش اومد
هیون: چطوری داداش
تکیون: خوبم دلم واست تنگ شد هیونگ
هیون: منم
تکیون وقتی ات رو دید یه جوری نگاش کرد(نگاه منحرفانه😁)
تکیون: امم این دختر کیه
هیون: my baby girl
تکیون: اوه سلام چطوری من تکیون هستم
ات: سلام منم ات هستم
تکیون: اونم دوست دخترم......
نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۲۲)

#the_mafias_night_slave P9تکیون: اونم دوست دخترم یوبین هستشا...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستیچانات: چرا انقدر بی‌احتیاطی؟ لیو...

#سناریو#استری_کیدز#درخواستیوقتی فک میکنی که خوابه و بوسش میک...

#the_mafias_night_slave P7و هیون بیرون رفت من رو تخت نشستم و...

قلب تپنده پارت ۱۱از زبان ات-رفتم تو اتاقش و دیدم رو مبل نشست...

ارباب مرگبار من: پارت ۶_تو با من مگه چیکار داری؟+چرا اون لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط