ابرهای سیاه، چهره ماه را پوشانده اند و هیچ صبحی آفتاب را

ابرهای سیاه، چهره ماه را پوشانده اند و هیچ صبحی آفتاب را نمی آورد. تاریکی بازگشته و آنقدر نزدیک شده که همدیگر را نمی بینیم. با هم برخورد می کنیم و بلند بلند می گوییم:«مگر کوری؟». کودکان زیر دست و پا له می شوند بدون آن که توان اعتراض داشته باشند یا فرصتی برای گریستن باشد.
ما در این تاریکی بی انتها راه می رویم و به جای ستایش «زندگی»، به «زنده بودن» فکر می کنیم.
#آرزو_نوری
دیدگاه ها (۲)

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

سناریو: ماه سرخ

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

لطفا بخونیدنوشته خودمه نظرتون مهم نیس ولی خب دوس دارم حرف دل...

《دست‌هایم را بگیر...》دست‌هایم را بگیر. این بار محکم‌تر از هم...

از آنسوی دشت های سرد به جستجوی برکت و خرمی آمده بودیم. ما چه...

ترجمه اهنگ Take Twoمی‌مونی؟زمانی که می‌گذرهمی‌خوام محکم نگه‌...

دروغ گفتن می‌تواند حسی شبیه خیانت ایجاد کند با یک دروغگو ازد...

❗ ️دعا کنیم سیزده بدر باران ببارد!طبیعت ایران، به ویژه طبیعت...

شروع نمازتکبیرة الاحرام"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط