{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات
کنار سفره ات نشان به صرف همزبانی ات
به زیر گوش دل بگو تو آیه های مهر را
نزن به صورتم غم نگاه ناتوانی ات
من و تو هم قبیله از نژاد درد و غصه ایم
نران منِ شکسته را به حرمت جوانی ات
اگرچه اوج بودنت به قله ی زمانه است
ببر منِ خراب را به حس آن چنانی ات
همیشه چشم خسته ام تو را نشانه رفته است
ندیده ای چرا کمی نگاه یار جانی ات
زمانی از تبسمم ایده و طرح می زدی
بگو چرا نمانده آن نگاه آرمانی ات
بمان که در کنارتو عروس شعرها شوم
بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات
دیدگاه ها (۳)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی اتکنار سفره ات نشان به ص...

فاطمه جانتومثل قلب حیدربی قراریتو هم مثل علی ابر بهاریشنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط