{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی شب داشتم گوشیو میذاشتم کنار که بخوابم یهو پیام داد نوشت

ی شب داشتم گوشیو میذاشتم کنار که بخوابم یهو پیام داد نوشته بود دیگه نمیخوامت 😄💔✨
بغز ته گلومو گرفت ☹😔
گفتم شوخی میکنی خو؟😅
ازین حرفا نزن خوشم نمیاداااا:)
بازم نوشتم ...🙃
هی نوشتم اول دو تیک خورد ولی سین نکرد !☹✨
بازم نوشتم زندگییییی جوابمووو بده میدونم که داری شوخی میکنی دورت بگردممم😒💋
تا یه استوری گذاشت رفتم سریع نگاش کردم نوشته بود خیلی دوست دارم مرسی که اومدی تو زندگیم دلبر🙂🍬✨💔
اولش فک کردم با منه!😄✨💔
ریپ زدم گفتم دردت بجونممممم🤍
ی پیام دیگه دادم دیدم یه تیک خورد!😔
عشقممم بلاکم کرده بودددد:))))💔💔💔
باور نکردم اول تا که رفتم پروفشو ببینم🙄💔
نیاورد بالا!😅💔
بغضم شکصت🚶🏾‍♀️💔
سرم تیر کشید✨😊💔
چشام پره اشک شد...
خواستم بهتون بگم که ازو شب دیگه نخوابیدم و الا یسال شده😅🚶🏾‍♀️✨💔
۲:۱۱
دیدگاه ها (۱)

تو خود منی

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط