متاسفانه بخواطر اینکه من فقط یک ثانیه حواسم پرت شد و پرند
متاسفانه بخواطر اینکه من فقط یک ثانیه حواسم پرت شد و پرنده بدبخت افتاد دست برادرم من فکر میکنم اینو گذاشته دم در بعد چون صاحب خونه راهرو رو رنگ کرده بود بوش میومد داخل خونه واسه همین من قفس رو گذاشته بودم جایی که بو نده بعد این احمق پرنده رو برده کنار در تا بو بخوره بهش بعد هم مرد واقعا دارم از ته دل میگم اگه خواهر یا برادر لج بازی یا خنگ دارید به هیچ وجه حیوان خونگی میارید یا اگه آوردین سگ وحشی بیارید
واقعا دلم شکست این داداش احمق من حتی ناراحتی توی قیافش نیست در حالی که من سینم داره میسوزه بعد مامانم احساس میکنم درک نمیکنه میگه میخوای واست دوتا جوجه بیارم این بار در قفس رو قفل میکنیم من واقعا فقط میخوام یکم تنها باشم و بخوابم
واقعا دلم شکست این داداش احمق من حتی ناراحتی توی قیافش نیست در حالی که من سینم داره میسوزه بعد مامانم احساس میکنم درک نمیکنه میگه میخوای واست دوتا جوجه بیارم این بار در قفس رو قفل میکنیم من واقعا فقط میخوام یکم تنها باشم و بخوابم
- ۲۸۲
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط