{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
که بدنش لرزید
÷ن..نبرش لطفا
+حسودی نکن دختر جون
÷و..ولی داداشش...
پریدم وسط حرفش
+یه روز تورو هم میبرم ولم کن وقت ندارم
رفتم بیرون اتاق آت وایستاده بود دم در اتاقم یه نگاه از سر تا پا بهش کردم اه دختره ی سلیطه (چیه انتظار داشتید الان کوک با خودش بگه چقدر آت زیبا شده ؟کور خوندید من اصلا همچین فیک نویسی نیستم من ارباب وردویلم یادتونه دیکه؟😏)

+چیه
-هیچی قبل رفتن
زنجیر و به مچ پاش بستم
+ایش
-برو بدو

رفتیم جنگل
ویو آت
یکم میترسم داداشم خیلی سختگیر و. یه جورایی شبیه جونگکوکه اما دلم براش تنگ شده رسیدیم به خونم رفتم جلوی در
+خوش اومدیییییی
-چه کوچیکه
+هوم عاشقشم خونه داداشم یکم اونور تره
رفتیم سمت خونه تهیونگ و در زدم درو باز کرد وقتی منو دید سریع بغلم کرد
(«| »علامت تهیونگ)
| لعنتی کدوم قبرستونی بودی دلم برات تنگ شده بود
از بغلش در اومدم و تعظیم کردم
+متاسفم داداش اما من مجبور بودم
که چشمش خورد به جای زخمم
| این جای شلاق های من نیست...
+ا..اره برا تو کلفت تره(چشم غره)
| غستاخ شدی عروسکم...
+ب..ببخشید
جونگکوک که تا این لحظه ساکت بود اومد جلو

(تهیونگ یه پری هست)
- تو میزنیش؟
| آت. این کیه ها؟
+ت..توضیح میدم برات
| چیه توضیحی؟ رفتی بعد سه ماه با یه پری بدون بال اومدی نه؟(داد و ترسناک)

-هوف...من پری نیستم و تو هم ترسناک نیستی سوالمو جواب بده تو میزنیش؟

| اره...ولی فقط برای مطیع شدن خودش
-که اینطور...
| آت توضیح بده کدوم گوری بودی
+داداش من باید سریع برم فقط اومدم ببینمت
| تو هیچ قبرستونی نمیری آت...
-اون برده منه و کاری نکن خودتم ببرم همون قبرستون
+ داداش نه لطفا دعوا نکن
| تو این شلاقارو بهش زدی؟
- اره ابجیت زیادی سلی...
که دستمو گذاشتم جلو دهن جونگکوک
دستمو پس زد
دیدگاه ها (۰)

ویو جونگکوک پس جواب سوالمو پیدا کردم...که چرا همیشه موقع شکن...

دوستان عزیزززhttps://wisgoon.com/werdvilتو این پیجم فیک گذاش...

ویو جونگکوک هرچند ازش بدم میاد اما جیمین ازم خواست این هفته...

گل وحشی منپارت ۴ تهیونگ: خوبه....و درضم اینکه اینجا نباید دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط