{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت

ویو آت
به ما گفت خنگ؟هوف اون اسکلا اسم مارو هم خراب کردن رفتیم سمت پری ها که جونگکوک با لحن مهربونه گفت
-خب معرفی میکنم یه پری زیبای دیگه که قرارع بیاد مهمونی
دستمو تکون دادم
+سلاممم
این رفتار جونگکوک به قدری غیر منتظره بود که اگه از اول رفتارش همین عاشقش میشدم
§چرا به پاهاش زنجیر بسته شده؟
-برای اینکه گم نشیم بیاید به شما هم ببندم
انتظار داشتم الان فرار کنن اما خام شدن
§® اکی
رفتیم سمت کالسکه و جونگکوک دوتا زنجیر آورد زنجیرارو بست به پاشون
®شبیه برده ها شدیم (خنده)
اینا هنوز نمی‌دونستن چه خبره...احمقا شما واقعا برده شدین
+خیلی خوبه هوم؟
- الان برسیم خونه من تا مهمونی شروع بشه
سوار کالسکه شدیم و بعد نیم ساعت رسیدیم عمارت
§ا..این...این محشرههه
®شبیه قصرههه
-اره (لبخند)
رفتیم داخل جونگکوک زنجیر اون دوتا رو داد بادیگارد
-ببرشون داخل انبار قفس ۲۲۷
™ چشم
§چ..چی پ..پس مهمونی چی میشه
-هنوز نفهمیدی؟شماها برده من شدید
®جدی میگی (ذوق)
این چش بود جونگکوک پشماش ریخته بود
-ت...تو الان ناراحت نیستی
®نه چرا ناراحت باشم همیشه آرزوم بود مثل فیلما ارباب داشته باشممم
+تو هنوز نمیدونی تو چه مخمسه ای افتادی دختر
-نه آت...اگه دختر خوبی باشن شکنجه نمیشن
®سعیمو میکنم فقط امممم باید چی صدات کنم؟
-ارباب
دیدگاه ها (۴)

§توروخدا بزارید من برم لطفاجونگکوک صداشو گرفت-پس قرارع دختر ...

دوستان این @jeonliya5 ج...نده خانم معتقده فندوم آرمی گوهع و ...

ویو جونگکوک پس جواب سوالمو پیدا کردم...که چرا همیشه موقع شکن...

ویو جونگکوک کار خیلی اشتباهی کرده که افتاده تو بازیه من،بازی...

پارت ۳ویو جونگکوکدیدم ات نیس همه جارو گشتم ولی پیداش نکردمجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط