سالها رفت و هنوز ؛
سالها رفت و هنوز ؛
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجرهِ عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری ،
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران ؛
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
یادت بخیر یار فراموش کارمن
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجرهِ عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری ،
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران ؛
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
یادت بخیر یار فراموش کارمن
- ۴.۲k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط