{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
ᏢᎪᏒᏆ15

کوک:سعی میکنم قبولش کنم حالا میشه بری بیرون تا لباس انتخاب کنم

ته:باشه من میرم بیرون ساعت 6هست تا 7وقت داری اماده شیی اوکی

کوک:باشه تا ساعت 7:00اماده میشم اوکیی میتونی بری
بلاخره رفت و من شروع مردم به لباس انتخاب کردن و بعد 10مین لباس وانتخاب کردم و بعدش رفتم. موهامو حالت دادم که اونم تموم شد و بعد لباسمو پوشیدم و ساعت6:55دقیقه بود و رفتم پایین رو مبل نشستم تا اقا بیاد بیرون که الیا اومد

الیا:اوووو خوشتیپ کردی کجا میری

تا میخواستم جواب بدم ته جواب داد

ته:به تو ربطی نداره درست شد یا نه

الیا :من نمیخوام خونه تنها باشم لطفا ته منم میام من میترسم لطفا بزار بیام

ته:گفتم نه نمیای

الیا:لطفا من میترسم ته تروخدا

کوک که داشت این دو تا رو تماشا میکرد کمکم داشت اعصابش داغون میشد

ته:باشه میای ولی اگه دخالت کردی اونوقت میری زیر شلاق

الیا:باشه

کوک:تموم شد میتونیم بریم بلاخره

ته:اره میتونیم بریم

کوک:خداروشكر رفتیم بیرون و سوار ون شدیم بعد 30مین رسیدیم پیاده شدم میخواستم برم

ته:دستتو بده

الیا:دست منو بگیر ددی

ته:بهت چی گفتم
زود باش کوک

کوک:باشه هوففف
و بلاخره رفتیم داخل مادر‌ ته درو باز کرد

مادرته:حالت چطوره پسرم خوبی

ته:سلام مرسی ممنون مامان خوبم

مادر ته:پسرم معرفی نمیکنی

ته:دوست پسرم کوک

کوک:سلام جئون جونکوک هستم

مادر ته:خوشبختم پسرم

کوک:همچنین

.........
دیدگاه ها (۲)

#اونـ_مالـ_منهـ ᏢᎪᏒᏆ16کوک:همچنینو رفتیم داخل رو مبل نشسته بو...

#اونـ_مالـ_منهـPart17کوک اولین نفر بود که از ون پیاده شد پس ...

فالوشه قشنگام 😘🤗https://wisgoon.com/taehkook_25

ㅤآپدیت اینستای نتفلیکس برزیل با عکس هایی از بی‌تی‌اس 💜کپشن: ...

#ارباب_منPart: 1ویو: کوککوک: با آلارم گوشیم بیدار شدم رفتم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط