{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لایک داره بالای هزارتا

لایک داره بالای هزارتا

میگن یه روز رضا شاه رفته بوده حرم عبدالعظیم برای زیارت یهو میبینه صدای هیاهو بلند شده میگه چه

خبره. بهش میگن یه کورمادرزاد شفا پیدا کرده. دستور میده طرف رو بیارن.

وقتی مرد رو میارن رضاشا بهش میگه تو کورمادرزاد بودی مرد جواب میده بله من کورمادرزاد بودم از ته دل از حضرت خواستم اونم من و شفا داد الان میبینم.

رضاشاه میگه این شالی که من به کمرم بستم چه رنگیه؟ مرد جواب میده سبزه .

رضاشاه فریاد میزنه 100ضربه شلاق به این پدرسوخته متقلب بزنید. مامور کناریش میگه قربان اینکه رنگ رو درست گفت.

رضاشاه میگه بخاطر همینم میگم که شلاق بزنید چون کسی که کورمادرزاد بوده چطور رنگها رو تشخیص میده که این الان داره تشخیص میده.

رضاشاه بدبخت 70سال پیش میخواست یاد بده که نذارین به نام دین روتون سوار بشن و ازتون استفاده کنند و ...

اما نفهمیدیم... اینجا ایران است...
ملتی طلسم شده !

مغز بر باد رفته ، که تا کربلا پای پیاده راه می روند. اما از روی پل عابر پیاده رد نمی شوند...
ولی کیه که قبول کنه
دیدگاه ها (۹)

!

!

دارم میرم باشگاه بدن انرژی نداره مجبورم بزنم به بدنبفرمایید

اوه چه گروهی

اقاااااا اون میم رو دیدین که میگن سال 2027 میفهمین معنی این ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت۳۳پنج روز بعد ...از پنجره به بیرون نگاه میکردم... چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط