مکالمه ی یکی از فنا با حامی🥺🥺

مکالمه ی یکی از فنا با حامی🥺🥺
از ماشین پیاده شدم دیدم وایساده دم در هتل
رفتم رو به روش گفتم یا ابلفضل یا قمر بنی هاشم نگام کرد خندید
بعد گفتم سلام گفت سلام عزیزم گفتم عکس بگیریم گفت اره گوشیمو دادم دستش رفت تو دوربین گوشیم خاموش بود یه چند ثانیه بعد روشنش کردم تو دست خودم حامی عکس گرفتیم بعد دادم امضا بزنه برام ناممو بهش دادم گفت اسمت چیه گفتم یکتا گفتم پایین نامه بنویس....(شخصیه این) خندید گفت.... دیگه چیه منم بهش گفتم بعد چند دقیقه بعد اون رفتیم هتل گفتم فن پیجتم گفت بله متوجه شدم بعد رفت غذا بخوره بعد غذا ک خورد اومد گفتم حامیم گرگان یادت نره گفت چشم خندید بعد گفتم خیلی دوست دارم گفت قربونت برم گفتم خیلی خوشحالیم تو آیدلمون هستی گفت قلب منین
توی کنسرتم سر اجرای با تو اینم بهم اشاره کرد گفت: من با تو اینم، سر چنتا موزیک بعدی هم تو چشام نگاه میکرد و تمامممم🥺🥺
دیدگاه ها (۲۵)

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_74غر زنان دنبالم راه افتاد ....

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

کپشن مهمه

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

کپشنننن گلیااا:)))عروسک من😈🔞پارت هفتاد و پنج لباشو نزدیک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط