{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
part :9.


برش زمانی به یک روز قبل برگشت
ا.ت
بعد اون روز با کوک وارد رابطه شدم وفردا قراره برگردیم سئول
نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد کوک بود که
کوک: سلام پرنسس
ا.ت: سلام
کوک:ا.ت باید یه چیزی بهت بگم
ا.ت:خب بگو
کوک: اینجوری نمیشه بیا پشت هتل
ا.ت: باشه الان میام
گوشی رو قطع کردم و کتمو پوشیدم از هتل زدم بیرون رفتم پشت هتل که کوک اونجا بود رفتم سمتش بغلش کردم که اونم بغلم کرد
ا.ت: میخواستی چی بگی
از بغلش اومدم بیرون که
کوک:خب تو میخواستی بدونی که شغلم چیه منم گفتم که شرکت دارم
ا.ت:خب آره
کوک: راستش من
ا.ت: تو چی
کوک:من مافیام
ا.ت: چی «شکه و متعجب»
کوک:بهت نگفتم چون نگاران بودم که قبول نکنی باهام قرار بزاریم
ا.ت: چی داری میگی
کوک:ا.ت
ا.ت:....
کوک:ا ا.ت
ا.ت:.....
کوک:ا.ت خوبی
ا.ت:...نه
کوک :ا.ت
بدون جواب دادن بهش گذاشتم رفتم
کوک:یاا ا.ت«با صدای بلند »
بدون اینکه به صدا زدناش اهمیت بدم رفتم داخل هتل وارد اتاق شدم درو بستم و شکه روی تخت نشستم
ا.ت:امکان نداره من من نمی توانم با یه مافیا قرار بزارم
لیا :.....


ببخشید بد شد ولی بازم
لایک و کامنت یادتون نره خوشگلام😊❤️
دیدگاه ها (۱۰)

مافیای من part :10. ...

مافیای من part:11. ...

,, مافیای من,,part:8. ...

مافیای من part:7. ...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط