{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 4

روز ازمون

وای استرس دارم دارم میمیرم میخوام برم دستشویی ایییی میخوام بالا بیارممممم
اخ جدیدا هی به اینو و اون میخورم صورت برام نمونده
ــ جلو پاتو نگاه کن دکو
چه اشنا این صدای باکوگوهه دوباره اون احساس تنفرم داره فوران میکنه ولی بهتره کاری به کارش نداشته باشم دنبال دردسر نمیگردم
ــ معذرت میخوام
ــ اره دیکه فقط بلدی معذرت خواهی کنی
ـــ میشه اینقد کشش ندی با اون هیکلت امکان نداره دردت اومده باشه
ــ از این قافل نشو خودتم جون گرفتی مردنی
ـــ بسه کاچان من اومدم ازمون بدم دنبال دعوا نیستم
ـــ اهااااا اصلا هواسم نبود تو بی کوسه چطوری اومدی ازمون بدی؟ من حواسم به تو نیستا مردی مردی
ـــ هاا؟! انگار کسی از تو کمکی خواست
ـــ جدیدا زبون درازی هم که میکنی
ـــ اکه ناراحتی خوشحالم
ـــ هه!! تو بگو یذره
ــ پس دیگه سر راهم سبز نشو
ــ ببخشید که تو خوردی به من
ـــ اره و توهم مث یه بچه داری گریه زاری میکنی
ـــ جدیدا حرص ادم ها رو در میاری تو چه مرگته؟!
ـــ مشکلی داری؟! فقط خسته شدم از بس به هیکلت نریدم دیکه نمیتونم نگهش دارم
ـــ هه تو...
صدای زنگ شـروع ازمون
ــ حرفاتو برای خودت نگه دار شرم شلوغهه
عع کوشش چرا خلوت شد همه رفتننننن من موندم ای خدااااااااااا
میدوریا شروع کرد به دویدن اول نمیتونست از کوسش استفاده کنه ولی بعد با استفاده از کوسش جون یکی رو نجات داد ولی باعث شد علامت روی بدنش شروع به داغ شدن کنه و بدنشو بسوزونه درحدی درد داشته بود که نمیتونست دوباره ازش استفاده کنه اما با اینحال چند تا از شکار هارو شکست داد و نفر اخر لیست قبولی قرار گرفت
دیدگاه ها (۰)

عاشقت نیستم 🥀پارت 3اخ به چی خوردم اصلا نمیدونم اوه این المای...

عاشقت نیستم 🥀پارت 2بعد راه میوفته و به یه شرور بر خورد میکنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط