{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توت فرنگی رو خیلی دوست داشتم......

توت فرنگی رو خیلی دوست داشتم......
برای همین یک شب توت فرنگی هامو
باخودم بردم تو تخت خوابم!!
که پیش خودم بخوابن..
اما صبح که بیدار شدم دیدم
همه توت فرنگی هام له شدن......
اون وقت فهمیدم اونی که دوسش دارم
رو نباید ببرم توی تخت خوابم..
چون خراب میشه!!
وقتی مدرسه میرفتم،یک آبرنگ داشتم
که خیلی دوستش داشتم....
و به همه همکلاسی هام نشونش میدادم
اما یک روز دیدم که تو کیفم نیست!!
و هیچ وقت معلوم نشد،که کی اونو
برداشته...
اون وقت فهمیدم،اونی که دوسش دارم
رو نباید به هیچ کس نشون بدم..
چون ممکنه ازم بدزدنش!!

وقتی یه نفرو دوست داشتم
همیشه بهش میگفتم که دوسش دارم.....
و بخاطرش هر کاری میکردم!!
اما وقتی دیدم داره ازم دور میشه
فهمیدم دیگه نباید بهش بگم
دوسش دارم!!!!
وگرنه از دستش میدم..
برای همین دیگه نگفتم دوستش دارم.....
دیگه آزاد گذاشتمش
تو دستم نگرفتمش که،بیفته بشکنه..!!
به کسی نشونش ندادم که،ازم بدزدتش..!!
نگران از دست دادنش نشدم
که از دستم بره..!!
اما یه روز که برگشتم بهش نگاه کردم
دیدم....
سرش با کسای دیگه ای گرم شده
و منو فراموش کرده!!
هیچ وقت نفهمیدم،اونی که دوسش دارم
رو چجوری نگه دارم.............
دیدگاه ها (۱۱)

در این شب پر از سکوت....واژه ها یاری ام نمیکنندکاش تو بودی.....

بی تو ترک برداشته امو به هر بهانه ایدلم میشکند.....گاهی گم م...

زندگی رویش یک حادثه نیست..زندگی‌رهگذر تجربه هاست..تکه ابریست...

مد و زیبایی

به عشق نیاز دارم ولی بهش اعتماد ندارم همینقدر ساده ولی عمیق•...

🦊 °☆[ ۲:۴۹ KST ] نونی - های ㅎㅎㅎ چی کار می‌کنی؟امروز روز تقلب...

p25فردا صبح : متیو داشت آماده می‌شد بره حالا وقتش بود ببینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط