{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزده

پارت سیزده

لینا با چیزی که دیدم دلم می خواست بمیرم
چیزی که لینا دیده
( جیمین یه فرد خیلی مشهور هست آوردنش توی تلویزیون دارن ازش سوال میپرسن چون پدرش فرد قویی هست الان جیمین به حالش میاد توی تلویزیون
جیمین: من زن دارم ولی دوستش ندارم به زودی طلاقش میدم من یکی دیگه رو دوست دارم)

لینا: وای چقدر سرم درد می‌کنه
یه قرص دیدم شبیه قرص سر درد بود ولی نبود و اینو وقتی فهمیدم که دیدم دارم بیهوش میشم دیدم یکی در میزنه یونگی بود تا درو باز کردم افتادم زمین..........
دیدگاه ها (۳)

پارت چهاردهتا درو برای یونگی باز کردم افتادم زمین بیهوش شدم ...

رمان سرنوشت منو جیمین در حال تموم شدن هست رمان جدید داریم که...

پارت دوازدهجیمین: بشین زود میاملینا: باشهجیمین رفت یه چیزی ب...

پارت یازده که دیدم جیمین اومد جیمین: لینا مگه نگفتم مینجی رو...

فصل دوم پارت ششم میسی: اوکیمیسی خوابیده بود سوجین اومد توی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط