پارت سیزده
پارت سیزده
لینا با چیزی که دیدم دلم می خواست بمیرم
چیزی که لینا دیده
( جیمین یه فرد خیلی مشهور هست آوردنش توی تلویزیون دارن ازش سوال میپرسن چون پدرش فرد قویی هست الان جیمین به حالش میاد توی تلویزیون
جیمین: من زن دارم ولی دوستش ندارم به زودی طلاقش میدم من یکی دیگه رو دوست دارم)
لینا: وای چقدر سرم درد میکنه
یه قرص دیدم شبیه قرص سر درد بود ولی نبود و اینو وقتی فهمیدم که دیدم دارم بیهوش میشم دیدم یکی در میزنه یونگی بود تا درو باز کردم افتادم زمین..........
لینا با چیزی که دیدم دلم می خواست بمیرم
چیزی که لینا دیده
( جیمین یه فرد خیلی مشهور هست آوردنش توی تلویزیون دارن ازش سوال میپرسن چون پدرش فرد قویی هست الان جیمین به حالش میاد توی تلویزیون
جیمین: من زن دارم ولی دوستش ندارم به زودی طلاقش میدم من یکی دیگه رو دوست دارم)
لینا: وای چقدر سرم درد میکنه
یه قرص دیدم شبیه قرص سر درد بود ولی نبود و اینو وقتی فهمیدم که دیدم دارم بیهوش میشم دیدم یکی در میزنه یونگی بود تا درو باز کردم افتادم زمین..........
- ۶۸
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط