{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزده

پارت سیزده

لینا با چیزی که دیدم دلم می خواست بمیرم
چیزی که لینا دیده
( جیمین یه فرد خیلی مشهور هست آوردنش توی تلویزیون دارن ازش سوال میپرسن چون پدرش فرد قویی هست الان جیمین به حالش میاد توی تلویزیون
جیمین: من زن دارم ولی دوستش ندارم به زودی طلاقش میدم من یکی دیگه رو دوست دارم)

لینا: وای چقدر سرم درد می‌کنه
یه قرص دیدم شبیه قرص سر درد بود ولی نبود و اینو وقتی فهمیدم که دیدم دارم بیهوش میشم دیدم یکی در میزنه یونگی بود تا درو باز کردم افتادم زمین..........
دیدگاه ها (۰)

پارت دوازدهجیمین: بشین زود میاملینا: باشهجیمین رفت یه چیزی ب...

پارت یازده که دیدم جیمین اومد جیمین: لینا مگه نگفتم مینجی رو...

پارت چهار با چیزی که دیدم مردم از ترس یه پسر خوشتیپ با دست و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط