دود سیگار همه چیز رو پوشونده بودتوده های

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰³


دود سیگار همه چیز رو پوشونده بود.توده های
عظیمی از دود وارد ریه ها میشد و ید رو تا حدی کم میکرد.
بوی الکل های زننده ای که از ویسکی ها و شراب ها
فضا رو به طور حال بهم زنی احاطه کرده بود.
بوی مخرب دراگ..
ولی ایا کسی بهش اهمیت میداد؟
جواب همیشه نهِ....

قدم به قدم به اوج فضاحت نزدیک میشد.
صدای خنده ها طوری یک دفعه شدت میگرفت و گوش ها رو اذیت میکرد که انگار مسابقه ی هرکی رو مخ تر بخنده.
فا-حـ‌شه های ارزون کل مکان رو احاطه کرده بودن.
هیچ مردی وجود نداشت که فا-حـ‌شه ای ر‌و پاهاش،ها زیرش نباشه.همه در حال انجام کاری بودن.اما فک میکنی اینجا یک باره؟یا یک کیتی کلابی چیزی؟نه اشتباه میکنین..اینجا چیزی عجیب تر از فحشا بود...

به سیلک گارتون خوش‌اومدین!

وقتی موقعه شروع نمایش رسید،تمام اون فا-حـ‌شه ها از توی دست و پای اون مرپ ها بلند شدن و در گوشه ای ناپدید شدند.
نور روی صحنه تابید.اولین زن با بدنی بر.هنه به وسط صحنه اومد.د.یلد.و ی بزرگ و پلاستیکی عجیبی توی دستش بود.طول و قطر اون بشدت زیاد بود.
زن با لبخندی اغواگرانه و تولید صدا های نازک و دخترونه،بعد از ریختن مقداری از مایع چسبناک شفافی(لوب روغن نارگیل و اینجور چیزها نیست) روی اون،خودش و فضا رو اماده کرد.وقتی اماده شد به ارومی روی اون نشست. پو.سی اون مثل حفره ی گشا.دی کل دیلدو رو تو خودش گرفت.همه ی مرد ها از این که یک زن به راحتی همچین چیز بزرگ و ضخیمی رو توی خودش جا میده متعجب بودن.این شروع ماجرا بود.
زن با نا.له ها و حرکات اغو.ا گرانه شروع کردن سواری روی اون دیلـ .دو. مردی با صدای خوشحالی پشت میکروفون سخرانی کرد.صداش خوشحال بود.اما ما که میدونیم واقعی نیست!

:این یک توانایی کوچیک بود..کی دلش میخواد بیشتر ببینه؟ نظرات خودتون رو نتو کاغذ های که به شما داده میشه بنویسید و توی تونگ های شیشه ای بزارین..


:اولین نظر..اوه.چه مرد خطرناکی!پارافین داغ؟

دو زن به صحنه اومدن و یکی از اون ها دراز کشید.یکی دیگه از اون زن ها شمع مشکی رنگی ر‌و روشن کرد..قطره قطره پارافین داغی روی بدن اون میریخت.نا.له های خوشحال زن تخیلات بقیه مرد ها رو بیشتر میکرد. این تازه شروع ماجرا بود..

:نظر بعدی...خب..مثل این که صاحب این نظر کمی دردسر دوست داره..یک وان پر از کام؟



تهیونگ:میا..
تهیونگ اروم از پشت میا رو توی بغلش کشید.

اگر متوجه نشدین تو کامنتا بپرسین
دیدگاه ها (۱۹)

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁴تهیونگ:نگران جونگکوکی؟اهی از سر بی حوصلگی کشید. موها...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁵تهیونگ:کِن..کی بود؟میا اه کلافه ای کشید..کمی از ته ف...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰²جونگکوک:هرکی حدس بزنه...دستی توی جیب شلوارش برد و دس...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰¹جونگکوک:بلند شین ساعت ۶غروبه.صداش دقیقا مثل فرمانده ...

و بلاخره سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط