{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جین در حال آشپزی تو خوابگاه

جین در حال آشپزی تو خوابگاه
جین: هیچکدوم بهم کمک نمیکنن که حداقل کارای من سبک تر بشه
جونگکوک که میاد تو آشپرخونه و حرفای جین رو میشنوه*
جونگکوک: جینی هیونگ میخوای کمکت کنم؟
جین با فریاد*: نخیر لازم نکرده
جین: 😡😡
جونگکوک: 🤨
ادمین:احیانا اشنا نیست این مکالمه براتون؟😞
دیدگاه ها (۶)

📢خبر مهم 📢 10000آرمی ها بخونن اصکی اجباریه آرمی نیستی اگه اص...

هوسوک: من میتونم بخاطر اینکه پارتنرم اول چای کیسه ای رو میزا...

* ساعت ۳ شب ، خوابگاه پسران ضد گلوله *تهیونگ: جونگوگی ، میدو...

کوک:تهیونگا وقتی باتوعم خیلی زمان سریع میگذرهتهیونگ:دقیقا ک...

𝐎𝐮𝐫 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐈𝐧 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝PART⁶(هه‌جین+)(جونگکوک–)رفت سمت...

#part_2#آرتیست_منحرف«با صدای گارسون دست از حرف زدن برداشتند»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط