{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐎𝐮𝐫 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐈𝐧 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝

𝐎𝐮𝐫 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐈𝐧 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝
PART⁶

(هه‌جین+)(جونگکوک–)
رفت سمت اتاق هه‌جین و قفل در رو امتحان کرد و فهمید در قفل نیست پس آروم بازش کرد و بی صدا رفت داخل و روی تخت دراز کشید
–بلاخره یه خواب راحت...میدوای هیچوقت فکر نمی‌کردم عاشق پلیسی بشم که قرارها دستگیرم کنه ولی می‌خوام کمکت کنم
این رو گفت و به خواب رفت...
صبح روز بعد هه‌جین با نور بی رمقی که از پرده ها عبور کرده بود و تابیده بود داخل اتاق بیدار شد و وقتی چرخید با چهره جونگکوک مواجه شد و ترسید و جیغ زد و با بالشتی که بغل کرده بود شروع کرد به کتک زدن جونگکوک و جونگکوک بیدار شد
–یاااااا چیکار می‌کنی
+تو اینجا چیکار میکنی؟چرا توی اتاق منی؟من‌حرفی چیزی هستی؟خجالت نمی‌کشی اومدی توی اتاق یه دختر
هه‌جین به کتک زدن جونگکوک ادامه داد تا اینکه جونگکوک بالش رو گرفت و پرت کرد اونطرف و سریع روی هه‌جین خیمه زد
–میبینی که هردو لباس پوشیدیم و هیچ چیزی روی بدن هیچکدوم مون نیست پس هیچ‌کاری نکردم فقط چون بیرون خوابم نمی‌برد اومدم اینجا خوابیدم
+از کجا حرفت رو باور کنم؟تو قبلا منو بو.سیدی توقع داری فکر کنم همینطوری راحت کنارم خوابیدی؟
–خب پس اگر نمی‌خوای باور کنی کاری میکنم که ببینی یه من‌حرف واقعی چطور عمل می‌کنه
جونگکوک شروع می‌کنه دکمه های لباسش رو باز می‌کنه و هه‌جین جا میخوره
+باشه حرفت رو باور میکنم...میدونی چیه؟من باید برم صبحانه بخورم امروز کلی کار دارم
جونگکوک می‌خنده و می‌ره کنار و هه‌جین از جاش بلند میشه و با سرعت از اتاق خارج میشه و می‌ره سمت سرویس بهداشتی و در رو میبنده
+اوه خدای من!!واقعا میخواست نشونم بده؟نه امکان نداره...ولی صبر کن ببینم بدنش خوش فرم به نظر می‌رسید...وای چه داری میگی خجالتم خوب چیزیه...لعنت بهش
هه‌جین می‌ره کارهای لازمش رو توی سرویس بهداشتی انجام میده و بعد در رو باز می‌کنه که بیاد بیرون که با جونگکوک رو به رو میشه
+اینجا چیکار داری؟
–خب منم نیاز به سرویس بهداشتی دارم...همه انسان ها نیاز دارن
+آره حق با توعه
هه‌جین با سرعت از اونجا دور میشه و می‌ره سمت آشپزخونه و یه لیوان برمیداره و در یخچال رو باز می‌کنه و یه بطری آب برمیداره برای خودش آب می‌ریزه و یه نفس اون رو می‌نوشه
+لعنتی...
–چی لعنتیه؟
هه‌جین میچرخه سمت جونگکوک
+تو مگه نرفتی سرویس؟
–آره ولی قرار نبود تا ابد اونجا بمونم که
+کار و زندگی نداری که اینجایی؟
–نه!کار و زندگی من الان اینجاست!تویی!یادت رفته قبول کردی باهام قرار بزاری؟
+اون بحث رو نکش وسط
–در ضمن می‌خوام درمورد پرونده ات کمکت کنم
+من باید برم سرکار
–میدونم که امروز مرخصی
درسته هه‌جین دیشب مرخصی گرفته بود تا امروز بتونه یه کم به همه چی نظم بده ولی جونگکوک چطور میدونست؟میخواست سوالی بپرسه که جونگکوک دوباره شروع کرد حرف زدن
–می‌دونی هه‌جین، صبحونه خوردن تنهایی اصلا مزه نمیده.
جونگکوک طوری که انگار صاحب خونست رفت سمت یخچال و دوتا تخم مرغ درآورد و رفت سمت گاز و مشغول درست کردن نیمرو شد
–بیا صبحانه بخوریم و بعد روی پرونده ات کار کنیم
+چطور باورت کنم؟از کجا معلوم قا.تل پرونده ای که دارم روش کار میکنم تو رو استخدام نکرده تا من رو از روند پرونده دور کنی؟
جونگکوک دوتا بشقاب توی دستاش بود و یکیش رو می‌زاره جلوی هه‌جین و یکیش رو هم جلوی خودش
–هوم اون دیگه دست خودته ولی من واقعا می‌خوام کمکت کنم
بعد از صبحانه هه‌جین کمی نرم تر شده بود و الان با جونگکوک داشتن پرونده رو بررسی میکردن واقعا عجیبه که قا.تل به پلیس پرونده اش کمک کنه
–هه‌جین میگم قربانی ها باهم ارتباطی دارن؟
جونگکوک داشت به هه‌جین سرنخ میداد
+چی؟امم راستش چک نکردم
–بهتره چک کنیم
جونگکوک و هه‌جین مشغول چک کردن میشن و هه‌جین یه چیزی می‌فهمه
+همشون باهم نسبت فامیلی دارن؟
–جالبه یعنی انگیزه قا.تل چی می‌تونه باشه؟
+شاید یه مشکل فامیلیه؟
–من که اینطور فکر نمیکنم
+ولی بازم این سرنخ بزرگیه میتونم بفهمم هدف بعدی قا.تل کیه
–اوهوم میشه حدس زد
+ولی هنوزم کنجکاوم چرا همشون فامیلن...به نظرت ربطی به پرونده 2005 داره؟
–نمیدونم...ممکنه
هه‌جین پرونده 2005 رو باز کرد و همه چیز رو دوباره چک کرد ولی هیچی دستگیرش نشد تا اینکه رسید به قسمت مظنونین و متوجه شد عکس یکی از مظنونین رو توی اطلاعات شخصی یکی از قربانی ها دیده درواقع دختر اون فرد بوده
+جونگکوک...به نظرت ممکنه قا.تل هم مثل من و تو قربانی اون پرونده بوده باشه و به خاطر کینه اش داره مظنونین رو بررسی می‌کنه و خانواده هاشون رو به ق.تل میرسونه؟
–جالبه...احتمالش هست
جونگکوک پوزخندی زد و با خودش گفت«هوم باهوشی...ولی کی میخوای بفهمی قا.تل همینجا کنارته؟»

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)

#عشق‌ما‌با‌خون‌نوشته‌شده #فیک_جونگکوک #جونگکوک
دیدگاه ها (۱)

فالوشهههههه✨🌷@victor.10

𝐎𝐮𝐫 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐈𝐧 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝PART⁵(هه‌جین+)(جونگکوک–)هه‌جین ...

Part:58. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

PART:³ویو جین با رینا ‌و نیلا به سمت پارکینگ رفتیم و سوار و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط