سؤال

#سؤال

ای زندگی سؤال نیستی ولی سؤالت کردیم
هر چه شکستِ دل بود قسمت و مالت کردیم

سالمی ای پرنده‌ی زندگی ولی از جهالتِ خود
خیالات باطل را تیر کردیم و در بالت کردیم

بی نقص میروی ای عمر در خیزشِ فصلها
چون "بهار" نداشتیم، ای خزان! سالت کردیم

جاده‌ی بسیار ساده‌ای بود زندگی، الکی ولی
در آرزوهای تباه پیچیدیم و محالت کردیم

ای عشق! همیشه دمِ دست بودی پیچت دادیم
با هوسهای بی معنی سختْ وصالت کردیم

تا که عقل گرفتیم عشقت در دل زاده شد
کو کجایی؟ ای که یک عمری خیالت کردیم!

ای دل! تو بی شک آینه‌ی ناب دوست بودی
در تکاپوی کمال چوب در چرخ کمالت کردیم

عذر ما برابر خود شبیه تلخندی پر دردست
ای نفس پاک! جاهلانه زشتْ خصالت کردیم

پشت هر حادثه‌یی خوب و بدش تقدیر بود
ساختی ای حادثه ما را! رو که حلالت کردیم

من ز تو ای شاهد غیب! مُهری به جانم دارم!
ايمان من اینست روز ازل سَیرِ جمالت کردیم

حرص شیطان این بود عشق قسمت ما شد
مای بی عقل ز بیخبری خوش به حالت کردیم!

در دل ما بود همه عمر شاهد غیب بی پرده
ای عشق! ببخش این همه عمر سؤالت کردیم


23آبان1404


@abdoljabbar17
کانال و پیج 👇
@parwaz_ta_bare_doost


#سعدی #حافظ #مولانا #ادبیات #شعر #غزل #دلنوشته #عرفان #عشق #عاشقانه #الله #محمد #نثر
#زندگی #درد #غم #شادی #ایده #فکر #انرژی #انرژی_مثبت #آرامش #شعر_فارسی #الهی_قمشه_ای
دیدگاه ها (۰)

سرگردانی

سخت جفت

رؤیای وصل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط