{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگو

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو

مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو

فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو

ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو

خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو

با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو

دوست دارم همه ی فاصله های کم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
دیدگاه ها (۹)

چرا نمی کُشد مرا ، خدایِ چشم‌هایِ تومیان ِ آب و آتشم برایِ چ...

شبی غمگین،شبی بارانی و سرد ،مرا در غربت فردا رها کرد،،دلم در...

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه ی روی تو هستم آب ...

«برای دیدنت پر از دلیل عاشقانه ام»اگرچه بی اثرشده نگاه دلبرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط