شده دلبسته شوی لیک زبان باز نکنی
شده دلبسته شوی لیک زبان باز نکنی؟
با غمِ عشق بسوزی لیک ابراز نکنی؟
روز و شب در تبِ آن چهره بسوزی خاموش،
اشک در دیده بداری و لیک آواز نکنی؟
شده گاهی به نگاهش دلِ خود گم بکنی؟
بشوی عاشقِ وی، لیک تو ابراز نکنی؟
برسد نامِ عزیزش به زبانِ دگران،
بشکند بغضِ دلت، لیک تو آواز نکنی؟
بنشینی به خیالاش، شب و روزِ تنهایی،
بشوی غرق تمنا، سخنی باز نکنی؟
او بخندد، تو بسوزی، دلِ خود گم بکنی،
ببَری رنجِ فراوان، گله از ناز نکنی...
همه گویند چرا خاموشی اینگونه مدام؟
نه بگویی غمِ دل، نه غمِ دل ساز کنی...
سخنی نیست، ولی سینه پر از گفتنیست،
چه بگوید دلِ عاشق که فقط راز کند؟
#عاشقانه
#عکس_نوشته
با غمِ عشق بسوزی لیک ابراز نکنی؟
روز و شب در تبِ آن چهره بسوزی خاموش،
اشک در دیده بداری و لیک آواز نکنی؟
شده گاهی به نگاهش دلِ خود گم بکنی؟
بشوی عاشقِ وی، لیک تو ابراز نکنی؟
برسد نامِ عزیزش به زبانِ دگران،
بشکند بغضِ دلت، لیک تو آواز نکنی؟
بنشینی به خیالاش، شب و روزِ تنهایی،
بشوی غرق تمنا، سخنی باز نکنی؟
او بخندد، تو بسوزی، دلِ خود گم بکنی،
ببَری رنجِ فراوان، گله از ناز نکنی...
همه گویند چرا خاموشی اینگونه مدام؟
نه بگویی غمِ دل، نه غمِ دل ساز کنی...
سخنی نیست، ولی سینه پر از گفتنیست،
چه بگوید دلِ عاشق که فقط راز کند؟
#عاشقانه
#عکس_نوشته
- ۱.۳k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط