{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه پارتی از سانزو

سه پارتی از سانزو‌

#پارت1


خونه نشسته بودم منتظر بودم آقای سانزو بیاد.
ساعت تقریباً 4 شب بود و گفت کار داره و هنوز نیومده‌. جدیدا خیلی بی اهمیت شده بهم و همش حواسش به اینور و اونوره امروز قبل اینکه بره بهم گفت که شب برام جبران میکنه و باهم میریم بیرون شام میخوریم ولی هنوز خبری ازش نیست.جدیدا... مشکوک میزنه خیلی منتظر موندم و ساعت 5 نیم شد اما هنوز نیومد و خب خسته شدم و بلند شدم که برم همون لحظه صدا باز شدن در اومد
*سانزو در ذهن: اهه خیلی خستمه،اون دختره تو بار تا صبح مشغولم کرد،الان اصلا حوصله ا.ت رو ندارم ،چند وقتیه ا.ت دیگه برام جالب نیست ،حوصلمو سر میبره*
ا.ت: عزیزم
وقتی می بینم صورت و گردنت پر جای بوسه خشکم می کنه
ا.ت:این چیه؟... بهم خیانت کردی؟؟
سانزو:به تو چه ؟! به تو چه ربطی داره ا.ت ؟! اصلا خیانت کردم که کردم ،خیانت کردم چون دیگه چیز جالبی برای ارائه بهم نداری،هر چیزی یه تاریخ مصرفی داره و تاریخ مصرف تو هم دیگه تموم شده،حالام گورتو گم کن از جلو چشمام که حوصلتو ندارم.
ا.ت: که اینطور می دونستم تحش اینجوری میشه
نگاهم سرد میشه و یه سیگار از زیر مبل بر می دارم روشن می کنم
ا.ت:راحت باش برام مهم نیست
خیلی آروم و سرد میشم
سانزو:تچ ، رومخ💢
*و میره رو تخت دراز میکشه و خیلی زود خوابش میبره*
ا.ت:خیلی خب حداقل دیگه مجبور نیستم نقش همسر خوب بازی کنم
بلند میشم تو اون یکی اتاق میرم می خوابم
*فلش بک به چند هفته بعد*:سانزو هر شب با یک دختره ، یا میارتشون خونه و هرشب صدای کثافت کاری هاشون به گوش ا.ت میرسه ،یا میره بیرون و تا مدت ها نمیاد ،از جمله امشب که بعد دو روز برگشته خونه...*
ا.ت:عجب بیشتر می‌ موندی
رو مبل نشسته بودم و تلویزیون نگاه می کردم و سیگار دهنم بود و یه لباس خواب ناز « همون که عکسشو میزاریم »پوشیده بودم.
سانزو با کنایه:نه خیلی ممنون خانم ا.ت، *نگاهش به لباس ا.ت میافته و بی تفاوت ر میشه و میره تو حموم*
ا.ت:این بار با چند نفر خوابیدی؟
به تلویزیون نگاه می کنه و اصلأ اهمیت نمی‌ده
*سانزو در حال خشک کردن موهاش جواب میده*
عا نمیدونم ، فکر کنم ۲ یا ۳ یا ۵ یا...
بنظرم تو هم بهتره به فکر خودت باشی ، چون دیگه خبری از اینکه من بکنمت نیستاا!*و شروع میکنه به خندیدن*
ا.ت:تو نکنی بقیه که می کنن «داد»
یه پوزخند می زنم
:خود دانی
ا.ت:راستی تک تیرانداز مون دیک خوبی داره قبلاً باهاش خوابیدم بذار ببینم هنوز در دسترسه؟
گوشی بر می دارم بهش زنگ می زنم
:هر کاری میخوای بکنی بکن ولی بیرون از خونه من
ا.ت: حتماً میرم هتل
جواب میده و شروع می کنم باهاش حرف زدن و میگه مجرده و بعد بهش میگم هتل منتظرشم
ا.ت:هنوز مجرده«داد»
یه کشی به بدنم می دم و یه لبخند پهن می زنم
:خو باشه ،به تخمم
*از زبان راوی:ا.ت و سانزو فکر میکنن که با این کار ها میتونن حس حسادت همدیگر را تحریک کنن ولی در حقیقت هر دو دیگه هیچ حسی بهم دیگه ندارن و دارن موجه میشن که دیگه وقته جدا شدنشونه *
ا.ت: خیلی خوب خدافظ~~
سریع میرم بیرون و در پشت سرم می بندم و به سمت هتل میرم
ذهنم: باید با بابام در مورد طلاق حرف بزنم
ا.ت از زبان راوی: به سمت هتل میره ولی وقتی وارد اتاق میشه تک تیر اندازی که راجبش حرف می‌زد پشت در نبود ،بلکه دوست صمیمیش اونجا منتظرش بود تا مثل همیشه شاهد شنیدن گریه های ا.ت باشه...
ا.ت: عررررررررر نلین کوننننننن
می پر بغلش و شروع می کنه آروم گریه کردن
نلین:باز چیشده؟،باز باهات بد رفتار کرد مرتیکه عنتر؟
ا.ت: خیانت کرد مرتیکه خراب جندهههههههه
:چجوری انقدر میتونه بی تفاوت باشه مرتیکه گوز ،اصن کیرت دهنش مشتی آروم باش،حالا این همه جا اصل باید میگفتی بیام هتل؟، وسط کارتون دیدنم از جا بلندم کردی
ا.ت:مگه بچه ای. و می خوام حرصش درداد
: من فقط ۲۵ سالمه ،هنوز بچه ام ،بعدشم کیه که دلش نخواد پونی کوچولو ببینه ؟،اوکیه ولی دفعه بعد میگی میخوای بیای خونم ، مگه تو خونه نمیشه اهم اهم کرد؟!،حالا هم گور باباش بیا بریم پایین غذا بخوریم که مث سگ گشنمه ،تازه شنیدم غذاش سلف سرویسه
ا.ت: چیزه نلین ...نمی تونم....
نلین:چیو نمیتونی؟
ا.ت:جدی دارم خیانت می کنم طرف تو اون اتاق منتظره....
:مشتی پشمام،جدی میخوای اینکارو بکنی؟
ا.ت:البته بهم گفت دیگه بگام نمی‌ده منم گفتم یکی دیگه بگا میدم و سر حرفم می مونم!!
:مشتی حالا وقتی دوستش نداری نمیخواد سر لج و لج بازی با اون عنتیکه بخوابی ، حتی اگه باهاش نخوابی و بگی خوابیدم هم اون هیچوقت نمیفهمه چه درسته و چی غلط ،خودتو الکی بگا نده، گوش کن چی دارم بهت میگم.
ا.ت: مطمئنم چک می کنه خوابیدم یا نه
دیدگاه ها (۳)

سه پارتی از سانزو‌ #پارت2:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،ب...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت3ا.ت: جاننننننننن سرخ تر شد و لباس ه...

مایکی چقدر گوگولیییببییییی شدههههههههههههه

بچه‌ها پرف تغییر کرددددددددددد پرف ست با یکی از دوستان عزیزم...

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

بلاخره پارت دادمممممریندو : چی ؟ا/ت : ام میخواستم بگم که ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط