{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ای توی سینه ام ؛

نشسته ای توی سینه ام ؛
مثلِ تیرِ چند پَر..

نه می شود درَت آورد ؛
نه گذاشت که بمانی..

#رضا_کاظمی
دیدگاه ها (۴)

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

کودک کفاشساعت حدود شش صبح در فرودگاه مهرآباد به همراه دو نفر...

مادرم گفت: دل نبند و برو ، هرکجا روی نازنینی هستآه مادر، دلم...

چقدرفرق کرده مداد رنگی 6 تایی آنروزها که باید آبی را روی زرد...

مادربزرگ می‌گفت چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت،قوری‌ چین...

دودش به آسمان می رسهولی دردش توی سینه می مونه💔

توی یک جمعی نشسته بودم یکی درباره رهبرمون گفت اینا #آقازاده ...

مادربزرگ میگفت :)چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت، قوری‌ چ...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

🕗 #وقت_سلام

سینه ای ما پر غم استغم و درده عالم استز دست ظلم و جفاروز خوش...

ای مرد غیرتت کو؟حجاب همسرت کو؟#غیرت #حیا می‌آورد#بی_غیرتی #ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط