غروب غمانگیز
غروب غمانگیز❤️🩹
ویو آنا:
امروز تو مدرسه با یکی بحثم شده بود خیلی حالم بد بود چون غروبم بود دلم گرفته بود دوست داشتم یکی رو بغل کنم و گریه کنم اما کسی رو نداشتم همینطوری نشسته بودم لب پنجره داشتم غروب آفتاب رو تماشا میکردم که دیدم صدای گیتار داداش میاد یه ملودی غم انگیز داشت میزد ناخودآگاه پاهام به سمت اتاقش کشونده شد وایسادم دم در و به صدای گیتارش گوش دادم خیلی حس خوبی بود دوست داشتم تا ابد این حس باشه اما متاسفانه داداش منو دید و گیتارشو گذاشت کنار
-آنا تو اینجا چیکار میکنی
&ببخشید که یواشکی اومدم اما خیلی گیتار زدنت رو دوست داشتم
-ممنونم اما تو حالت خوبه ناراحت بنظر میرسی
&چیزی نیست فقط دلم گرفته
-بیا اینجا ببینم چی شده
&(میره کنارش میشینه و سرس رو میزاره رو شونش)
-(بغلش میکنه)چیشده آنا
&امروز با یکی بحثم شده
-واسه ی اون ناراحتی
&هم اون هم واسه ی غروب دلم میگیره توی غروبا
-چیکار کنم بهتر شی
&هیچی فقط بزار تو بغلت گریه کنم
-با اینکه اصلا طاقت دیدن اشکاتو ندارم اما اگه این ارومت میکنه باشه
&مرسی(بیشتر خودشو تو بغلش جا میکنه و می نه زیر گریه و حدود نیم ساعت تو بغلش گریه میکنه)
-(بیشتر بغلش میکنه و نوازشش میکنه)
&خوب تموم شد(دماغشو میکشه بالا)
-الان بهتری
&اره خیلی سبک شدم ممنونم
-خواهش میکنم اینو بودن هر وقت دلت گرفت من اینجام به شونه که سرتو بزاری روش و گریه کنی(لبخند)
&خیلی دوست دارم داداش
-منم همینطور کوچولوی من✨
🧡پایان🧡
میدونم افتضاح بود اما این تکپارتی رو دلی نوشتم توش از کلمات محبت آمیز خاصی استفاده نکردم اتفاق خاصی هم داخلش نیفتاد اما با اوج سادگیش شیرین بود حداقل واسه ی من 🫶
🫀برای درک بهتر اسلاید دوم رو ببین ویدیو گیتار زدن یونگی اونجا هست 🫀
ویو آنا:
امروز تو مدرسه با یکی بحثم شده بود خیلی حالم بد بود چون غروبم بود دلم گرفته بود دوست داشتم یکی رو بغل کنم و گریه کنم اما کسی رو نداشتم همینطوری نشسته بودم لب پنجره داشتم غروب آفتاب رو تماشا میکردم که دیدم صدای گیتار داداش میاد یه ملودی غم انگیز داشت میزد ناخودآگاه پاهام به سمت اتاقش کشونده شد وایسادم دم در و به صدای گیتارش گوش دادم خیلی حس خوبی بود دوست داشتم تا ابد این حس باشه اما متاسفانه داداش منو دید و گیتارشو گذاشت کنار
-آنا تو اینجا چیکار میکنی
&ببخشید که یواشکی اومدم اما خیلی گیتار زدنت رو دوست داشتم
-ممنونم اما تو حالت خوبه ناراحت بنظر میرسی
&چیزی نیست فقط دلم گرفته
-بیا اینجا ببینم چی شده
&(میره کنارش میشینه و سرس رو میزاره رو شونش)
-(بغلش میکنه)چیشده آنا
&امروز با یکی بحثم شده
-واسه ی اون ناراحتی
&هم اون هم واسه ی غروب دلم میگیره توی غروبا
-چیکار کنم بهتر شی
&هیچی فقط بزار تو بغلت گریه کنم
-با اینکه اصلا طاقت دیدن اشکاتو ندارم اما اگه این ارومت میکنه باشه
&مرسی(بیشتر خودشو تو بغلش جا میکنه و می نه زیر گریه و حدود نیم ساعت تو بغلش گریه میکنه)
-(بیشتر بغلش میکنه و نوازشش میکنه)
&خوب تموم شد(دماغشو میکشه بالا)
-الان بهتری
&اره خیلی سبک شدم ممنونم
-خواهش میکنم اینو بودن هر وقت دلت گرفت من اینجام به شونه که سرتو بزاری روش و گریه کنی(لبخند)
&خیلی دوست دارم داداش
-منم همینطور کوچولوی من✨
🧡پایان🧡
میدونم افتضاح بود اما این تکپارتی رو دلی نوشتم توش از کلمات محبت آمیز خاصی استفاده نکردم اتفاق خاصی هم داخلش نیفتاد اما با اوج سادگیش شیرین بود حداقل واسه ی من 🫶
🫀برای درک بهتر اسلاید دوم رو ببین ویدیو گیتار زدن یونگی اونجا هست 🫀
- ۱۶.۸k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط