{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق واقعی

عشق واقعی


پارت ۷


ویو کوک:
رفتم دنبال ات.......
رسیدم زنگ زدم به گوشیش که بعد چهار بوق جواب داد..

ات: الو؟

کوک: من دم درم بیا عشقم

ات: باشه الان میام بانی

وقتی تلفن رو قطع کردم اومد بیرون و نشست زو صندلی شاگرد

ات: سلامممممم بانی دلم برات تنگ شده بود خیلی عشقم

کوک: سلام قربونت بشم ولی لازم بود اینجوری داد بزنی گوشم کر شداااا😐

ات: باشه باشه عشقم بریم پاساژ؟

کوک: اره بریم یه لباس مهمونی هم بگیر فردا مهمونی دعوتیم باشه؟

ات: باشه ولی مهمونی کیه؟

کوک: مهمونی شوگا هیونگ

ات: اها باشه

وی ات:
وقتی کوک اومد باهم رفتیم پاساژ و کلی خرید کردم و برای اون یه ساعت فول مشکی گرون خریدم ولی خودش نمیدونه که مهمونی که فردا قراره بریم مهمونی تولد اونه و من با اعضا هماهنگ کردم ولی هیچی جونگ کوک نمیدونهدولی کادو اصلیش یهدچیز دیگس میخوام وقتی میخوام هدیه جونگ کوک رو کادو کنم هدیه اصلیش رو بزارم راستش من باردارم تست بیبی چک انجام دادم و جواب مثبت به همین دلیل میخوام تو تولدش بهش بگم......






شرط نمیزارم...
برای جبران خیلی میزارم و مال شوگا هم الان میزارم اگه تونستم پارت های بیشتذی میزارم
دیدگاه ها (۱)

استاد بسکتبال جذاب من پارت۱٠ویو یونگی: اماده شدم یه کت و شلو...

بچه ها فیک عشق بی اختیار پارت ۳ رو اشتباه نوشتم پارت ۲ ببخشی...

عشق بی اختیار پارت ۳ویو کوک: فکره خوبی کرد.... وقتی حرفشو گف...

کی کوکیه من میشه؟

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

عشق واقعی پارت ۹ویو کوک: ساخت غذا تموم شد....... میزو چیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط