{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
پاییز آمده ...
اما من شاعر نیستم خیال ببافم!
قسم خورده‌ام تنها روی برگها قدم نگذارم
این هوای خوب ،
دست های در جیب ،
این انارها، برگ ها
این پاییز
برای تکمیل شدن یک " تو" کم دارد ...
دیدگاه ها (۵)

بـی تو باران بزنـدخیــس ترین رهگذرمتا به صد خاطـره باچتــر خ...

آدم هاوقتے مے آیندموسیقے شان را با خود مے آورند..وقتے مے رون...

انسان بودن یعنی اینکه وقتی باکسی مشتاقانه کوهی را بالا رفتی ...

محدودم کنبه دوست داشتنت!دلم میخواهد جز توچیزی به چشمِ دل نیا...

سو آه اخم کرد و دست به کمر شد دخترک آوا با چشم های سبز تیره ...

سناریو ایساگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط