{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با هر زبان که من بتوانم

با هر زبان که من بتوانم
شعری به دلفریبی نازِ نگاهِ تو
شیرین و دلنشین
بسرایم و آن نغزِ ناب را
مثل تبسم تو
که شعر نوازش است
روزی هزار بار بخوانم
آنگاه پیش رُخت زبان بگشایم
دیدگاه ها (۱)

بخند جانم!تو تنها دلخوشیاین روز های کسل کننده ای...

"دوستت دارم "آنقدر که پروانه ها گیج میشوند گُل ها تعجب میکنن...

بیا ای روشنی ،اما بپوشان روی!که می‌ترسم تو را خورشید پندارند...

محبوبم..!مرا نگاه کنید. نگاه شما مرا زخمی می‌کند و هم زخم‌ها...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

سفیر کبیر Grand Ambassador

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط