خاطرات خیلی عجیب هستند

خاطرات خیلی عجیب هستند....
گاهی گریه میکنم به یاد روزهایی که:
باهم می خندیدیم*
دیدگاه ها (۸)

نا امیدانه زدم تکیه به دیوار حسرت *نا امیدی نکشیدی که ببینی ...

به دنیایی که مردانش به نامردی عصا از کورمی دزدند*من از خوش ب...

اگر از حوالی دلم گذشتی، آهسته رد شودلتنگی را با هزار بدبختی ...

نیمی از یادت را به تمام دنیا نخواهم دادبی آنکه بخواهم به یاد...

باهم خندیدیم و تنها گریه کردم.

برگردون سلطانگاهی در پیری یاد جوانی میکنم💔💜

عجیب دلتنگی می کند دل ...شب ، تنهایی ، دلتنگی هجوم خاطرات ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط